منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* شهادت امام حسن عسگری علیه السلام

* هجوم به خانه ی وحی و شهادت حضرت محسن

* پیشگویی از مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام

* شهادت امام رضا علیه السلام

* شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

* رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

* اربعین حسینی

* نقش حضرت رقیه در احیای امر امام زمانش حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام

* امام زمان عجل الله منتقم خون سیدالشهداء علیه السلام

* خطابه اهل بیت علیهم السلام

وسیله چیست؟



ابی سعید خدری روایت کرده است که  پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله وسلم فرمودند: اگر از خدا چیزی برای من خواستید، پس از وی وسیله (دستاویز) را بخواهید. از ایشان پرسیدم که وسیله چیست؟

فرمودند: آن جایگاه من در بهشت است، و آن هزار پلکان نردبان است و بین هر پلکان تا پلکان دیگر نردبان، به اندازه یک ماه دویدن اسب تیز رو است و آن بین نردبان گوهر تا نردبان زبرجد، تا نردبان یاقوت، تا نردبان زر، تا نردبان نقره است و در روز قیامت آن را می آورند تا در کنار جایگاه پیامبران بر نهند، و آن در میان جایگاه ها و تخت های پیامبران همچون ماه است در میان ستارگان، و هیچ نبّی و صدیّق و شهیدی در آن روز نیست، مگر آن که می گوید: خوشا آن را که این جایگاه از آن اوست.

آن گاه ندایی از جانب خداوند می آید تا به پیامبران و بندگان بشنواند که این جایگاه محمّد صلی الله علیه و آله وسلم است. پس در آن روز من با پیراهن لطیف و نازک از جنس نور پیش می آیم و بر سرم تاجی از پادشاهی و حلقه ی گلی از کرامت است و علی بن ابی طالب پیشاپیش من می رود و به دستش لوای من یعنی لوای حمد است و به روی آن نوشته شده است:

" خدایی نیست جز این خدا، رستگاران هم ایشانند و دست یابندگان به خدا " و چون از برابر پیامبران عبور کنیم، گویند: اینان فرشتگانی مقربّ اند که ما آن ها را نمی شناختیم و ندیده ایم و چون از برابر فرشتگان بگذریم، گویند: اینان دو پیامبر فرو فرستاده اند تا آن که بر جایگاه روم و علی علیه السلام پشت سر من بیاید و چون بر بالاترین پله آن جایگاه نشینم و علی علیه السلام یک درجه پائین تر از من نشیند.

تمام پیامبران و صدیقین و شهیدان گویند: خوشا به این دو بنده، خداوند چقدر ایشان را گرامی داشته است! و از جانب خداوند جل جلاله ندایی می آید و در گوش پیامبران و صدیقین و شهدا و مؤمنین طنین می افکندکه:  این حبیب من محمّد صلی الله علیه و آله وسلم و ولی من علی علیه السلام است و خوشا آنان را که وی را دوست دارند و وای بر آن که وی را کینه به دل گیرد و بر او دروغ بندد و هیچ کس در آن روز نباشد ای علی! کسی که دوست داشته باشد، مگر آن که به این سخن برآساید و رویش سفید گردد و قلبش شاد شود و هیچ کس نباشد که با تو دشمنی کرده باشد یا علیه تو جنگی به پا کرده باشد یا حقی از تو منکر شده باشد، مگر آن که چهره اش سیاه شود و پاهایش به لرزه درآید. و در حالی که من در این حال باشم، دو فرشته به سوی من آیند. یکی از ایشان رضوان، دربار بهشت و دیگری مالک دربان دوزخ است. پس رضوان، پیش می آید و می گوید سلام بر تو ای محمّد! و می گویم: درود بر تو ای فرشته، که هستی؟ چه نیک رو و خوش بویی! و می گوید: من رضوان، دربان بهشتم و این کلید های بهشت است که خداوند عزّت، آن ها را برای تو فرستاده است بگیر آن ها را ای احمد!

و من می گویم: پذیرفتم آن را از خدایم و او را است سپاس بر آن چه که مرا بدان برتری داد، آن را به برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام بسپار. آن گاه رضوان ، پس می رود و مالک، پیش می آید و می گوید: سلام بر تو ای احمد! و می گویم: سلام بر تو ای فرشته، که هستی؟ چه زشت رو و بد چهره هستی؟ می گوید: من مالک، دربان دوزخم و این ها کلید های دوزخ است که خدای عزّت، آن را برای تو فرستاده است، بگیر آن ها را ای احمد! و من می گویم: پذیرفتم آن را از خدایم و او را است سپاس بر آن چه که مرا بدان برتری داد، آن را به برادرم علی بن ابی طالب علیه السلام بسپار، آن گاه مالک، پس می رود و علی با کلید بهشت و دوزخ پیش می آید تا آن که بر لبه جهنّم ایستاده، در حالی که شررهای آن به هوا می پاشد و زبانه های آتش سر می کشد و هرم آن بسیار سوزان است و علی زمام آن را در دست دارد و دوزخ به علی علیه السلام می گوید: از من کناره گیر ای علی! که نورت لهیب مرا به خاموشی افکند و علی علیه السلام به آن می گوید: سرد شو ای دوزخ، این را بگیر و آن را رها کن. دشمنم را برگیر و دوستم را بر نه و بی گمان، دوزخ در این روز به علی علیه السلام سرسپرده تر است از غلام شما به صاحبش، که اگر بخواهد او را با خود به راست برد یا اگر خواهد به چپ برد و بی شک، دوزخ در برابر فرمان های علی علیه السلام از هر موجود دیگری بسیار سرسپرده تر است.( معانی الاخبار ص116ح1)

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَابْتَغُواْ إِلَيهِ الْوَسِيلَةَ وَجَاهِدُواْ فِي سَبِيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد از خدا پروا كنيد و به او [توسل و] تقرب جوييد و در راهش جهاد كنيد باشد كه رستگار شويد.مائده 35

اکابر و علمای اهل سنت از قبیل حافظ ابو نعیم اصفهانی و امام احمد ثعلبی در ذیل این آیه آورده اند که مراد از "وسیله " عترت و اهل بیت پیامبر است. و همین طور در شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید آمده که حضرت صدیقه طاهره سلام الله علیها که در قضیه ی غصب فدک در حضور مهاجر و انصار خطبه ایراد نمودند فرمودند: ما وسیله فیض الهی بسوی مردم هستیم. ( به نقل از کتاب شبهای پیشاور ص 197)

همچنین امام صادق علیه‏السّلام فرمودند: ما واسطه ی شما با خدا هستیم. (بحارالانوار ج2 ص95)

در بشارة المصطفی به سند معتبر روایت کرده است که حضرت باقر علیه السلام  فرمودند: هر که خدا را به واسطه ما بخواند فلاح و رستگاری یافته است و هر که خدا را بی وسیله ما بخواند یعنی به غیر ما بخواند خود هلاک شده و دیگران را نیز هلاک کرده است. (حیوة القلوب، علامه محمد باقر مجلسی ج3ص39)

جایگاه امامان معصوم علیه السّلام در آفرینش به طوری است که به خاطر وجود مبارک ایشان خداوند هر چه هست را آفریده و به بندگان عطا می کند و آن خود جایگاهی بزرگ است که واسطه اعطای نعمات دیگر بندگان باشند. و این ویژگی مخصوص امامان معصوم علیه السّلام است که واسطه فیض پروردگارند و هیچ اقدامی را بدون اذن خداوند انجام نمی دهند.

ابوالحسن علی بن احمد دلّال قمی نقل می کند گروهی از دانشمندان در مورد مساله ای دو دسته شدند و آن مساله این بود که گروهی گفتند: خداوند همه ی اختیارات را به امامان معصوم علیه السّلام واگذار کرد و کاری به کار آنها ندارد، هم آفرینش و هم روزی آنها ، در اختیار امامان معصوم علیه السّلام قرار داده شده است. و گروه دیگر گفتند: امامان فقط با اذن خداوند مورد به مورد اقدام می کنند و از خداوند می خواهند با اجابت درخواست آنان آفرینش و روزی ها را مقرر می کند و دلیلش هم این است که فقط خداوند می تواند موجودات را خلق کند. در این میان درگیری شدید شد و عقلای قوم پیشنهاد کردند که جریان را از طریق محمد بن عثمان (نایب دوم امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف) پیگیری شود. آنان نیز طی نامه ای از حضرت صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه الشریف پرسیدند و امام علیه السّلام این گونه پاسخ فرمودند:

خداوند تبارک و تعالی همان کسی است که اجسام را خلق کرده است و روزی را تقسیم نموده است. زیرا که خداوند جسم نیست و در هیچ جسمی هم قرار نگیرد، هیچ همانندی ندارد و او شنوای داناست. اما امامان معصوم علیه السّلام نسبت به خلقت اشیا ابتدا از خداوند درخواست می کنند و سپس خداوند با پذیرش درخواست ایشان اشیا را خلق می کند و نیز برای روزی مردمان از خداوند درخواست می کنند و خداوند برای بزرگداشت حق دوستی با آنان و به خاطر پاسخگویی به درخواست آنان به مردم روزی می دهد. (غیبت شیخ طوسی ص 294، بحارالانوار ج 25 ص 329، احتجاج ج2 ص 546)

امام سجاد علیه السلام فرمودند: در ساعت بین الطّلوعین رزق حلال به دست ما ائمه قسمت می شود و جاری می گردد و شما در این ساعت به ما توجه کنید. ( بحار الانوار ، ج76، ص185)

معنای دیگری که از واسطه ی فیض و مقام وسیله ی اهل بیت می توان بیان کرد این است که هنگامی که خدا روح و نور پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و ائمه علیه‏السّلام را خلق کرد تمام علوم را به پیامبر و ائمه تعلیم داد، بعد از آن ملائکه و انبیا و بعد تمام موجودات را خلق کرد و انبیا و ملائکه و موجودات از آنها آموختند که باید بندگی خدا را بکنند به همین دلیل ائمه علیه‏السّلام می فرمایند: بنا عرف الله بنا عبدالله (بحارالانوار ج23 ص102)

از امام باقر علیه السلام چنین وارد شده است:بِنا عُبِدَالله. وَ بِنا عُرِفَ اللهُ. وَ بِنا وُحِدَ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی. وَ مُحَّمَدٌ حِجابٌ اللهِ تَبارَکَ وَ تَعالی: به وسیله ما خدا بندگی می شود. و به وسیله ما خدا شناخته می شود. و به وسیله ما توحید خداوند متعال تحقق می یابد. و حضرت محمد صلّی اللّه علیه و آله و سلّم  حجاب خدای متعال است.

بندگی تنها به وسیله اهل بیت علیه السلام  محقق می شود که آن به واسطه عبادت و معرفتی که خود ایشان نسبت به خدای متعال دارند و هم به وساطتِ ایشان در این امر برای دیگران، زیرا وسیله هدایت همه خلایق به سوی خدا اینها هستند. یعنی هر موحدی که در عالم یافت شود، به برکتِ وجود ایشان به توحید نایل شده و به همین جهت حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم  را حجاب خدا نامیده اند.

حجاب  یعنی واسطه؛ و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت علیه السلام  گرامی اش چون واسطه بین خدا و خلق هستند، حجابِ خدا میان او و خلقش می باشند. خودِ خدا معرفتِ ایشان را واسطه و وسیله بندگی و معرفت خود قرار داده است، به طوری که اگر ایشان نبودند اصلاً خداوند شناخته و بندگی نمی شد. امام صادق علیه السلام  می فرمایند:

الاَوصیاءُ هُم اَبوابُ اللهِ عَزَّوَجَّلَ الَّتی یُؤتی مِنها. وَلَولاهُم ما عُرِفَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ. وَ بِهِم احتَجَّ اللهُ تَبارَکَ وَ تَعالی عَلی خَلقِهِ

اوصیای پیامبر هستند که درهای خدای عزوجل برای توجه به سوی او می باشند. و اگر آنها نبودند، خدای عزوجل شناخته نمی شد، و خدای متعال به وسیله ایشان حجت را بر خلق خود تمام کرده است.

اگر کسی می خواهد به هدف بندگی و معرفتِ خداوند برسد، باید از دری که خود خدا قرار داده وارد شود؛ وگرنه به هدف نمی رسد. و به همین جهت در آخر حدیث فرموده اند: لولا نحن ما عُبِدَالله، زیرا راه بندگی خدا را ائمه علیه السلام  به خلایق یاد داده اند. حتی ملائکه هم مطابق آنچه در احادیث آمده، درس توحید و تنزیه و تقدیس پروردگار را از این انوار مقدسه آموخته اند. بنابراین اگر اینها نبودند بابِ بندگیِ خدا مسدود می شد.

امیرالمؤمنین علی عَلیهِ السَّلام فرمودند: ما اهل بیت پیامبر صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم چونان پیراهن تن او، و یاران راستین او، و خزانه داران علوم، و معارف وحی، و درهای ورود به آن معارف می باشیم که جز از دَر هیچکس به خانه ها وارد نخواهد شد و هرکس از غیر دَر وارد شود، دزد نامیده می شود.(نهج البلاغه خطبه154)

باز هم توجه می دهیم که: منظور این نیست که خدا محتاجِ اینها می باشد. بلکه خودِ خدا چنین دری را برای بندگِی خود باز نموده. و این کار خدا بیش از هر چیز لطف و تکریمی است که به خودِ این انوار مقدسه فرموده است. لذا خودِ ایشان در بندگیِ خدا کاملتر و خالصتر از همه خلایق هستند و افتخار بندگی خدا بیش از هر کس نصیب ایشان شده است؛ که فرموده اند: بعبادتنا عبدالله ،خدا آنچنان که ما او را بندگی می کنیم، بندگی می شود. یعنی جز ما کسی نمی تواند آنچنانکه شایسته است بندگی خدا را بکند.

رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: هنگامی که ملائکه را خلق کرد آنها ما را به صورت یک نوری مشاهده کردند و ما را تسبیح کردند پس ما تسبیح گفتیم تا ملائکه یاد بگیرند خدا را باید تسبیح کنند. ( کمال الدین ج1 ص254)

روزی پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم با جبرئیل و حضرت علی علیه‏السّلام بودند. پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: چرا در برابر این جوان (علی علیه‏السّلام ) تواضع نمودی؟ جبرئیل گفت: اگر او نبود امروز من جبرئیل نبودم. پروردگار بعد از خلقت من فرمود: تو کیستی؟ جبرئیل عرض کرد: من منم و تو تویی. این جواب نه شناخت خود است نه شناخت خدا. علی علیه‏السّلام فرمودند: ای جبرئیل بگو من عبد تو جبرئیل هستم و بنده ی تو و تو ربّ جلیل من هستی. (حدیقه الشیعه مقدس اردبیلی ج2 ص530)

همه ملائک بندگان خدایند منتها خاندان عصمت و طهارت علیه‏السّلام حقایق را به آنها تعلیم دادند. پس همه اشیا و موجوادت عالَم بوسیله راهنمایی ائمه اطهار علیه‏السّلام خدا را می شناسند و اگر آنها نبودند خدا نه شناخته می شد و نه عبادت.

امام صادق عَلیهِ السَّلام فرمودند: ما دانایان (برپا دارندگان) به امر خدا و دعوت کنندگان به راه او هستیم و به واسطه ی ما خداوند شناخته می شود و پرستیده می شود، ما راهنمایان به سوی خدا هستیم و اگر ما نبودیم خدا پرستیده نمی شد.(بحارالانوار ج26ص260)

امام در رساندن پیام های خدا به مردم و راهنمایی آنها به سوی کمال انسانی واسطه است و هر فیض و لطفی به سبب وجود او به همگان می رسد، که این امری روشن و بدیهی است زیرا از ابتدا خداوند متعال از طریق پیامبران و سپس جانشیان آنها قافله بشری را هدایت کرده است. همان طور از کلمات امامان معصوم علیه‏السّلام استفاده می شود که وجود امامان در گستره ی عالم به عنوان واسطه ی فیض و رسیدن هر نعمتی از ناحیه ی خدا به هر موجود بزرگ و کوچکی است. هم اصل وجودشان به واسطه ی امام است و هم نعمت و بهره های دیگری که در طول حیات خود دارا می شوند و اهمّ نعمات، نعمت هدایت و شناخت و بندگی خداوند است که در زیارت جامعه کبیره از زبان گهربار امام هادی علیه‏السّلام که یک دوره امام شناسی است این گونه آمده است:

خداوند به سبب شما عالم را آغاز کرد و به سبب شما آن را پایان می دهد و به سبب وجود شما باران را فرو می فرستد و به برکت وجود شما آسمان را نگه داشته است از این که بر زمین فرو آید جز به اراده ی او.

 


آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد