منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* روایت عاشورا

* پیوند حسین و مهدی علیهم السلام

* علل قیام سیدالشهداءعلیه السلام

* امام علی علیه السلام از دیدگا ه علمای اهل سنت

* واقعه ی مباهله

* ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

* غدیر بیعت با مهدی علیه السلام

* آیات مربوط به ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام

* واقعه غدیر

* ولادت امام هادی علیه السلام

علی در کلام وحی

بسم الله الرّحمن الرّحیم

حمد 6: " اِهدِنا الصّراطَ المُستَقیمَ" ما را به راه راست راهنمایی فرما.

ابن بابویه به سند خود از امام صادق علیه السّلام روایت کرده که مفضّل از آن حضرت معنای صراط را سئوال نمود. حضرت فرمودند: صراط عبارت است از راهی به سوی معرفت پروردگار و این راه دوتا ست. یکی راه دنیا و دیگری راه آخرت. اما راه دنیا شناخت و معرفت امام است که بر هرکس واجب است که در دنیا امام خود را شناخته و اطاعت او را نماید و او را پیشوای خود دانسته و بر راهنمایی آن ها از صراطی که پل جهنّم است به خوبی عبور کند و هرکه در دنیا امام زمان خود را نشناسد، قدم هایش در صراط بلغزد و به جهنّم واصل گردد.

و نیز به سند دیگر از آن حضرت روایت شده که فرمودند: صراط المستقیم، وجود مقدّس امیرالمؤمنین علی بن ابی طالب علیه السّلام می باشد.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج1ص99 انتشارات کتابخانه صدر)

حمد 7: "صِراطَ الّذّینَ اَنعَمتَ عَلَیهِم..." راه آنان که به ایشان نعمت دادی.

ابن بابویه به سند خود از امیر مؤمنان علی علیه السّلام روایت کرده که فرمود: نعمتی که خداوند به آن ها لطف و کرامت نموده، مال و اولاد و تندرستی نیست! گرچه تمام این ها هم از نعمت های خداوند می باشد ولی آیا نمی بینی این نعمت ها را خداوند به کفّار هم عطا می فرماید؟! بلکه این ها چیزی نیست که از خداوند مسئلت نمایند و مراد، نعمت ایمان به خدا و تصدیق به رسول او و اقرار به ولایت آل محمّد صلّی الله علیه و آله و نگاه داشتن از شرّ دشمنان و از معصیت پروردگار و اذیّت مؤمنان و رعایت حقوق برادران دینی است.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج1ص100 انتشارات کتابخانه صدر)

و نیز ابن بابویه به سند خود از پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله روایت کرده است که فرمودند: شیعیان علی علیه السّلام کسانی هستند که خداوند نعمت ولایت علی بن ابی طالب علیه السّلام را به آن ها عطا فرموده و بر ایشان غضب نمی کند و گمراه نمی شوند.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج1ص101 انتشارات کتابخانه صدر)

بقره 2: "ذالِکَ الکِتابُ لا رَیبَ فیهِ هُداً لِلمُتَّقین"بدون شک، این کتاب راهنمای پرهیزکاران است.

امیرالمؤنین علی علیه السّلام در جنگ صفّین به اصحاب معاویه لعنةالله علیه فرمودند: بدانید قرآن و کتاب ناطق خداوند، من می باشم.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج1ص106 انتشارات کتابخانه صدر)

روایت کرده علی بن ابراهیم به سند خود از امام صادق علیه السّلام که فرمودند: مراد از "کتاب"، امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  است و شکّی نیست که راهنمای پرهیزکاران است.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج1ص102 انتشارات کتابخانه صدر)

انفال 11: "إِذْ يُغَشِّيكُمُ النُّعَاسَ أَمَنَةً مِّنْهُ وَيُنَزِّلُ عَلَيْكُم مِّن السَّمَاء مَاء لِّيُطَهِّرَكُم بِهِ وَيُذْهِبَ عَنكُمْ رِجْزَ الشَّيْطَانِ وَلِيَرْبِطَ عَلَى قُلُوبِكُمْ وَيُثَبِّتَ بِهِ الأَقْدَامَ" [به ياد آوريد] هنگامى را كه [خدا] خواب سبك آرامش‏بخشى كه از جانب او بود بر شما مسلط ساخت و از آسمان بارانى بر شما فرو ريزانيد تا شما را با آن پاك گرداند و وسوسه شيطان را از شما بزدايد و دلهايتان را محكم سازد و گامهايتان را بدان استوار دارد.

در کافی ذیل این آیه از امام صادق علیه السّلام روایت کرده فرمودند: امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  فرمودند از آب باران بیاشامید زیرا که آن بدن های شما را پاکیزه و بیماری و مرض را از شما دور می نماید. عیاشی از جابر انصاری روایت کرده گفت از حضرت صادق علیه السّلام معنای باطن آیه را سؤال نمودم حضرت فرمودند: مراد از آسمان در این آیه رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم است و آب، اشاره به امیرالمؤمنین علی علیه السّلام است که خداوند با ولایت او دل های دوست داران آن حضرت را از آلودگی ها پاک و پاکیزه می گرداند و قلب کسانی که با محبت و و ولای ائمّه ی معصومین علیهم السّلام انباشته شده باشد، از وسواس شیطانی دور می باشد و در این محبت و دوستی پایدار و ثابت قدم خواهند بود.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص31 انتشارات کتابخانه صدر)

انفال 24: " يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاكُم لِمَا يُحْيِيكُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ " اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد چون خدا و پيامبر شما را به چيزى فرا خواندند كه به شما حيات مى‏بخشد آنان را اجابت كنيد و بدانيد كه خدا ميان آدمى و دلش حايل مى‏گردد و هم در نزد او محشور خواهيد شد.

در کافی ذیل آیه ی فوق از امام صادق علیه السّلام روایت کرده فرمودند: این آیه در ولایت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام نازل شده است.

و از طریق مخالفین، ابن مردویه روایت کرده از صحابه ی پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم که این آیه نازل شد در ولایت علی بن ابی طالب علیه السّلام.

و نیز امام باقر علیه السّلام به ابی جارود در تفسیر آیه ی شریفه فرمودند: ای ابی جارود! پیروی کردن از امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  و دارای ولایت آن حضرت بودن برای شما بهتر از هر چیزی است و به عدالت نزدیک تر می باشد.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص32 انتشارات کتابخانه صدر)

انفال 25: " وَاتَّقُواْ فِتْنَةً لاَّ تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُواْ مِنكُمْ خَآصَّةً وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ شَدِيدُ الْعِقَابِ " و از فتنه‏اى كه تنها به ستمكاران شما نمى‏رسد بترسيد و بدانيد كه خدا سخت‏كيفر است.

صاحب محاسن در تفسیر این آیه از امام صادق علیه السّلام روایت کرده فرمودند: همینکه خداوند پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم را قبض روح فرمود، فتنه ای به مسلمین روی داد و مردم امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  رحمة الله علیه را رها کرده و با غیر آن حضرت بیعت کردند و خداوند مردم را مورد آزمایش قرار داد به امری که به وسیله ی رسولش مردم را به پیروی از علی علیه السّلام تأکید نموده که دست از علی علیه السّلام و اولادش بر ندارند.

و از طریق عامه از محمّد بن علی السراج از ابن مسعود روایت کرده که گفت: زمانیکه این آیه نازل شد پیامبر اکرم فرمودند ای ابن مسعود! من این سخنان را به ودیعه و امانت میان شما می گذارم و به این گفتار من شنوا باشید؛ از هم اکنون که در این مجلس نشسته ام هرکس به علی بن ابی طالب علیه السّلام ظلم و ستم روا دارد مانند کسی است که منکر نبوت و پیغمبری من و پیامبران پیشین شده باشد.

و این حدیث را طبرسی به عینه از حاکم ابوالقاسم حسکانی که از بزرگان عامه است و او به سند خود از ابن عباس روایت کرده است.

عیاشی و علی بن ابراهیم از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده اند فرمودند آن حضرت: این آیه در حق اصحاب جمل و طلحه و زبیر که با امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  جنگ نمودند نازل شده چه آن ها مورد آزمایش قرار گرفتند و در حق آن حضرت ظلم و ستم روا داشتند.

طبرسی به سند خود از حذیفه یمانی روایت کرده گفت رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: بعد از من فتنه هایی مانند تاریکی شب به شما مسلمانان روی آورد و هلاک شوند در آن فتنه ها ابطال و مردان شجاع و هر خطیب فصیح و بلیغی. و در حدیث ابی ایوب انصاری پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به عمار فرمودند: ای عمار! بعد از وفات من به زودی آشوب و فتنه هایی برپا شود به طوری که مسلمین در میان خود شمشیر بکشند و بعضی بعض دیگر را به قتل برسانند و از یکدیگر دوری و بیزاری بجویند. هرگاه چنان روزی را مشاهد نمودی بر تو باد به پیروی کردن از علی بن ابی طالب علیه السّلام، اگر تمام مردم به راهی بروند و علی علیه السّلام به تنهایی راه دیگر بپیماید، سِیر کن بر راه علی علیه السّلام و راه مردم را واگذار. ای عمار! اطاعت علی اطاعت من باشد و فرمانبردای از من فرمانبرداری از خدا ست.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص32و33 انتشارات کتابخانه صدر)

انفال 32: " وَإِذْ قَالُواْ اللَّهُمَّ إِن كَانَ هَذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ " و [ياد كن] هنگامى را كه گفتند خدايا اگر اين [كتاب] همان حق از جانب توست پس بر ما از آسمان سنگ هايى بباران يا عذابى دردناك بر سر ما بياور.

این آیه بیان گفتار حارث بن عمرو است یعنی به یاد آور ای محمد زمانی که حارث گفت خدایا! اگر آنچه محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم درباره ی علی علیه السّلام آورده حق است و از جانب تو می باشد، پس بر سر ما سنگ ببار چنانچه بر قوم لوط باریدی!

در کافی ذیل آیه ی فوق از امام صادق علیه السّلام روایت کرده فرمودند: روزی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم با جمعی از اصحاب نشسته بودند که امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  شرفیاب حضور مبارک شدند. رسول الله صلّی الله علیه و آله و سلّم به آن حضرت فرمودند: شما چون عیسی بن مریم می باشی! اگر بیم آن نبود که عده ای درباره ات غلو کنند و همانطوری که نصاری درباره ی عیسی می گویند (مراد حضرت، غلو نصاری است نسبت به عیسی بن مریم که قائل به خدایی او هستند چنانچه علی اللّهی ها نیز این عقیده را دارند) حقایقی در مرتبت و مقامت می گفتم که مردم رهگذر خاک پایت را به قصد تبرک و تیمن بردارند . منافقین از این فرمایش رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم غضبناک شدند. مغیره به یارانش گفت عیسی بن مریم پیغمبر اولوالعزم است و اینک محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم علی علیه السّلام را به آن حضرت تشبیه می نماید، که در این موقع آیات 57 تا 62 سوره ی زخرف نازل شد که می فرماید : " وَلَمَّا ضُرِبَ ابْنُ مَرْيَمَ مَثَلًا إِذَا قَوْمُكَ مِنْهُ يَصِدُّونَ" تا آنجا که می فرماید " إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبِينٌ" (یعنی: و هنگامى كه [در مورد] پسر مريم مثالى آورده شد بناگاه قوم تو از آن [سخن] هلهله درانداختند [و اعراض كردند](57) و گفتند آيا معبودان ما بهترند يا او آن [مثال] را جز از راه جدل براى تو نزدند بلكه آنان مردمى جدل‏پيشه‏اند(۵۸) [عيسى] جز بنده‏اى كه بر وى منت نهاده و او را براى فرزندان اسرائيل سرمشق [و آيتى] گردانيده‏ايم نيست(۵۹) و اگر بخواهيم قطعاً به جاى شما فرشتگانى كه در [روى] زمين جانشين [شما] گردند قرار دهيم(۶۰) و همانا آن نشانه‏اى براى [فهم] رستاخيز است پس زنهار در آن ترديد مكن و از من پيروى كنيد اين است راه راست(۶۱) و مبادا شيطان شما را از راه به در برد زيرا او براى شما دشمنى آشكار است (۶۲)) حارث بن عمرو فهری به طوری خشمگین گردید که از خداوند طلب عذاب نمود ولی آیه 33 سوره ی انفال نازل شد: " وَمَا كَانَ اللّهُ لِيُعَذِّبَهُمْ وَأَنتَ فِيهِمْ وَمَا كَانَ اللّهُ مُعَذِّبَهُمْ وَهُمْ يَسْتَغْفِرُونَ" و[لى] تا تو در ميان آنان هستى خدا بر آن نيست كه ايشان را عذاب كند و تا آنان طلب آمرزش مى‏كنند خدا عذاب‏كننده ايشان نخواهد بود. پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به حارث فرمودند: یا بر ولایت علی علیه السّلام ثابت قدم باش یا از شهر خارج شو. پاسخ داد ای محمّد! تمام صفات نیکو منزلت عالی عرب و عجم را به بنی هاشم اختصاص داده و بقیه ی مردم قریش را زیر دست می نمایی؟ حضرت فرمودند: علوّ مرتبت و جلالتِ قدرِ علی علیه السّلام را خداوند مقرر فرموده و از طرف من نیست. حارث به تمسخر گفت پس می فرمایی که من از گفتار خودم توبه کنم؟ ابداً توبه نمی کنم! و هم اکنون از نزد شما می روم! و فوراً اسبِ سواری خود را حاظر نموده و سواره از مدینه بیرون رفت. چیزی نگذشت که سنگی از آسمان بر سرش اصابت نمود و مغزش را متلاشی کرده و به درک واصل گردید و جبرئیل نازل و آیه ی " سَأل سائِلٌ بعذابٍ واقعٍ " (پرسنده ای از عذاب واقع شونده ای پرسید.معارج1) را تا آخر آورد. رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به اصحاب و منافقین فرمودند: از مدینه بیرون بروید تا ببینید رفیقتان چگونه از خدا طلب عذاب کرد و خداوند برای او عذابی فرستاد و هلاکش فرمود.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص49و50 انتشارات کتابخانه صدر)

انفال 62: " ...هُوَ الَّذِيَ أَيَّدَكَ بِنَصْرِهِ وَبِالْمُؤْمِنِينَ " او (خدا) است که تو را با يارى خود و مؤمنان نيرومند گردانيد.

ابن بابویه از ابی هریره روایت کرد در زیل آیه ی فوق گفت رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: بر ساق عرش نوشته شده " انّا الله لا اله الّا انا وحدي لا شریکَ لي محمّد عبدي و رسولي و ایّدتهُ بِعلي ". نزول آیه دلالت دارد بر اینکه خداوند پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم را به امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  نصرت داد و هم آن جناب با سایر مؤمنین شریک در نصرت و یاری نبی مکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم هستند و این روایت را ابن فارسی در کتاب روضه نقل نموده و ابن شهر آشوب این حدیث را از انس بن مالک و او از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم نقل کرده است و سمعانی در کتاب فضایل صحابه نیز روایت نموده و در کتاب رساله ی قوامیه از سعید بن جبیر روایت کرده که گفت ابوحمراء برای من روایت کرد که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: شبی که به معراج رفتم دیدم به ساق عرش نوشته شده بود که من درختان بهشت عدن را به دستان قدرت خویش نشانده و غرس کردم و از بین تما مخلوقات، محمّد صلّی الله علیه و آله و سلّم را برگزیدم و او را به علی بن ابی طالب علیه السّلام کمک و یاری نمودم.

و ما این چند روایت را از طریق عامه نقل نمودیم که معلوم شود فضیلت و شرافت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  را مخالفین نیز اقرار او اعتراف داشته و با آنکه تصدیق نمی کنند نام آن بزرگوار به ساق عرش نوشته شده، مع ذالک دیگری را بی جهت بر او ترجبح می دهند.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص66 انتشارات کتابخانه صدر)

انفال 64: " يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَسْبُكَ اللّهُ وَمَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ " اى پيامبر! خدا و كسانى از مؤمنان كه پيرو تو اند تو را بس است.

ابونعیم در کتاب حلیة الاولیاء به سند خود از ابی هریره ذیل آیه ی فوق روایت کرده که رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم فرمودند: این آیه نازل شده در حق امیرالمؤمنین علی علیه السّلام و مراد از "مؤمنین" در آیه، آن حضرت می باشد.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص67 انتشارات کتابخانه صدر)

انفال 65: " يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُواْ مِئَتَيْنِ وَ إِن يَكُن مِّنكُم مِّئَةٌ يَغْلِبُواْ أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لاَّ يَفْقَهُونَ " اى پيامبر مؤمنان را به جهاد برانگيز اگر از [ميان] شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مى‏شوند و اگر از شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مى‏گردند چرا كه آنان قومى‏اند كه نمى‏فهمند.

عیاشی درباره ی آیه ی فوق از عمروبن ابی المقدام روایت کرده گفت جدم به پدرم می گفت: در تمام عمر روزی بدتر از دو روز بر من نگذشت؛ یکی روز وفات و رحلت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم و دوم روزی بود که به خدا قسم در سقیفه ی بنی ساعده طرف راست ابوبکر نشسته بودم و مردم با او بیت می کردند؛ عمر بن خطاب گفت تا وقتی علی علیه السّلام را برای بیعت حاضر نکنی بیعت این مردم هیچ ارزشی ندارد. ابوبکر، قنفذ را نزد علی علیه السّلام فرستاد و او را برای بیعت به مسجد دعوت نمود قنفذ شرفیاب حضور آن حضرت شده، حضرت به قنفذ فرمودند: به ابوبکر بگو پیغمبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم جانشینی جز من ندارد.

قنفذ پیغام آن حضرت را رسانید، برای مرتبه ی دوم او را روانه نمودند که بگوید باید حتماً به مسجد آمده و مانند سایر مسلمانان بیعت نمایید! حضرت فرمود: به آن ها بگو به موجب وصیت پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم باید پس از دفن رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم از خانه خارج نشوم تا کتاب خدا و قرآن را که در جریده های خرما و روی کنف های شتر نوشته شده جمع آوری نماید. قنفذ مراجعت کرده و فرموده های آن حضرت را بیان کرد. عمر، ابوبکر را وادار نمود تا به اتفاق او و عثمان و خالدابن ولید و مغیرة بن شعبه و ابو عبیدة بن جراح و سالم مولای ابی حذیفه و قنفذ و من (راوی) و جمعی دیگر از اطرافیان و رجال و اوباش به درِ خانه ی حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها  رفتیم.

در بسته بود و فاطمه سلام الله علیها گمان نمی کرد کسی بدون اجازه داخل خانه شود؛ عمر آتش خواست و در خانه را آتش زد. همین که در نیم سوخته شد، با لگد محکم به در کوبید؛ در شکسته شد و فاطمه سلام الله علیها که عقب در بود بین در و دیوار مصدوم گردید و جمعیت بی محابا وارد خانه شده، علی را بدون ردا از خانه بیرون کشیدند. چون حضرت زهرا سلام الله علیها چنان دید کمربند شوهر گرامی خود را گرفت و گفت: نمی گذارم شوهرم را با این حالت به مسجد ببرید.

عمر به قنفذ دستور داد تا به ضرب تازیانه فاطمه سلام الله علیها را از علی علیه السّلام جدا سازد و صدیقه طاهرا سلام الله علیها بر اثر لطمات وارده بیهوش شد. چون به هوش آمد حسنین علیهم السّلام را برداشته و روانه مسجد شد تا در کنار قبر پدر بزرگوارش رفته و شکایت نموده و از خداوند طلب عذاب نماید. امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  آثار نزول بلا را مشاهده نمود به سلمان فرمود: خود را به فاطمه برسان؛ به خدا قسم اگر نزد قبر پدرش برسد و موی خود را پریشان نموده و نفرین کند، احدی در مدینه زنده نخواهد ماند.

سلمان خود را به آن مجلله رسانید عرض کرد: ای دختر رسول خدا! پدرت رحمةللعالمین بود، مبادا لب به نفرین بگشایی. حضرت فرمود: ای سلمان! چگونه صبر و تحمل نمایم که می خواهند علی علیه السّلام را به قتل برسانند؟ سلمان عرض کرد: من به فرموده ی امیرالمؤمنین علی علیه السّلام خدمت رسیدم و ایشان به من امر نمودند که از شما تقاضا کنم به منزل برگردید و کسی را نفرین نکنید. فاطمه سلام الله علیها فرمود: اینک که شوهرم علی علیه السّلام امر می نماید به خانه برمی گردم و چون فاطمه سلام الله علیها  برگشت امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  به قبر پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم توجهی نموده و این آیه را تلاوت فرمود: "... اِبن ام! ان القوم اتسضعفونی و کادوا یقتلوننی فَلاَ تُشْمِتْ بِيَ الأعْدَاء وَلاَ تَجْعَلْنِي مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ " اى فرزند مادرم اين قوم مرا ناتوان یافتند و چيزى نمانده بود كه مرا بكشند پس مرا دشمن‏شاد مكن و مرا در شمار گروه ستمكاران قرار مده.اعراف 150

ابوبکر بالای منبر نشسته بود عمر تکلیف بیعت علی علیه السّلام نمود، علی علیه السّلام فرمود: اگر بیعت نکنم چه کار خواهید کرد؟ جواب داد با شمشیر گردنت را می زنم!!! فرمود: در این صورت بنده ی خدا و برادر پیغمبر خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم را خواهید کشت.

خبر به عباس عموی پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم رسید شتابان خود را به مسجد رسانید و گفت: دست از علی علیه السّلام بردارید به عهده ی من که علی علیه السّلام بیعت نماید، عباس دست علی علیه السّلام و ابوبکر را مسح نموده و همین عمل را بیعت طلقی نموده و علی علیه السّلام را با حالتی خشمناک رها کردند. علی علیه السّلام فرمود: خداوندا فرموده بودی " ان یکن منکم عشرون صابرون یغلبوا مأتین" اگر از [ميان] شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مى‏شوند.انفال65 خداوندا! تو شاهد باش که من بیست نفر یاور نداشتم که اقدام به جهاد کنم و پیغمبرت هم به من فرمود: اگر بیست نفر یاور داشته باشی با دشمنان خود جهاد کن، و سپس به خانه ی خود مهاجرت فرمود.(تفسیر جامع علامه سید ابراهیم بروجردی ج3ص67الی69)

توبه 2: " فَسِيحُواْ فِي الأَرْضِ أَرْبَعَةَ أَشْهُرٍ وَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَأَنَّ اللّهَ مُخْزِي الْكَافِرِينَ " پس [اى مشركان] چهار ماه [ديگر با امنيت كامل] در زمين بگرديد و بدانيد كه شما نمى‏توانيد خدا را به ستوه آوريد و اين خداست كه رسواكننده كافران است

به موجب این آیه پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم مدت چهار ماه (یازدهم ذی حجه و محرم و صفر و ربیع الاول تا دهم ربیع الثانی) به کفار مهلت داد تا پس از انقضاء مدت هر که اسلام نیارد خونش هدر و به قتل برسد.

عیاشی از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود: رسول اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم ابوبکر را طلبیده و آیات اولیه ی سوره ی برائت را به او داد و فرمود به مکّه رفته و روز عید قربان در منی به مردم ابلاغ کند همین که ابوبکر حرکت نمود جبرئیل بر پیغمبر نازل شده گفت: ای محمد صلّی الله علیه و آله و سلّم آیات مزبور باید به وسیله ی یکی از نزدیک ترین افراد به خودت یعنی علی بن ابی طالب علیه السّلام به مردم مکه ابلاغ شود؛ پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم شخصی را برای برگردانیدن ابوبکر فرستاد و در منزل روحه به او رسید و با خود نزد پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آورد و پیغمبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آیات را از ابوبکر گرفت و فرمود: خداوند امر فرموده آیات را یا خودم یا کسی که مانند خودم از اهلبیت من که علی علیه السّلام باشد به مردم مکه برساند. از حضرت رضا علیه السّلام روایت کرده فرمودند امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  فرمودند: پیغمبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم به من امر کرد از جانب خدا به مردم مکه ابلاغ کنم که عریان و برهنه به طرف کعبه نروند و مشرکین به آن حال نزدیک مسجدالحرام نشوند از این سال به بعد و آیات اولیه سوره ی برائت برای آن ها از قرائت کردم که خداوند حلال فرمود مشرکین پس از حج آن سال تا چهار ماه آزاد باشند و به اوتان خود بازگردند و پس از مدت مهلت مقرره آن ها را هر کجا دیده شوند به قتل برسانند.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص80 انتشارات کتابخانه صدر)

توبه 3 : " وَأَذَانٌ مِّنَ اللّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى النَّاسِ يَوْمَ الْحَجِّ الأَكْبَرِ أَنَّ اللّهَ بَرِيءٌ مِّنَ الْمُشْرِكِينَ وَرَسُولُهُ فَإِن تُبْتُمْ فَهُوَ خَيْرٌ لَّكُمْ وَإِن تَوَلَّيْتُمْ فَاعْلَمُواْ أَنَّكُمْ غَيْرُ مُعْجِزِي اللّهِ وَبَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُواْ بِعَذَابٍ أَلِيمٍ " و [اين آيات] اعلامى است از جانب خدا و پيامبرش به مردم در روز حج اكبر كه خدا و پيامبرش در برابر مشركان تعهدى ندارند [با اين حال] اگر [از كفر] توبه كنيد آن براى شما بهتر است و اگر روى بگردانيد پس بدانيد كه شما خدا را درمانده نخواهيد كرد و كسانى را كه كفر ورزيدند از عذابى دردناك خبر ده.

از امام زین العابدین علیه السّلام در ذیل آیه ی فوق روایت کرده فرمود: اعلان کننده در روز حج اکبر، امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  بود.

و در حدیث دیگر از امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  آمده است که فرمود: من اول کسی بودم که در روز عید قربان و حج اکبر میان مردم و مشرکین اعلان نمودم.

عیاشی از امام سجاد علیه السّلام روایت کرده که فرمود: سوگند به خدا برای جدّم امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  در قرآن اسامی بسیاری است و مردم آن ها را نمی دانند. اصحاب حضورش عرض کردند کدام است آن اسامی؟ فرمود: از جمله ی آن ها "آذان" است و آیه را تلاوت نمودند. سپس فرمود: به خدا قسم اعلان کننده از طرف خدا رسول او و امیرالمؤمنین علی علیه السّلام در موقف که در روز حج اکبر صدا زد: ای مردم از امروز به بعد حق ندارید عریان طواف خانه به جا آورید و مشرکین بعد از این نباید داخل مسجدالحرام شوند. و از حضرت صادق علیه السّلام روایت کرده فرمود: خداوند در آسمان امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  را با "آذان" نامید چرا که آن حضرت امر پروردگار و رسول او را به مردم رسانید و سوره ی برائت را بر آن ها تلاوت نمود از این لحاظ او را "آذان" نام گذاشت خداوند. و این حدیث را ابن بابویه در علل نیز روایت کرده است.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص81 انتشارات کتابخانه صدر)

ابن بابویه از امام رضا علیه السّلام روایت کرده فرمود: روزی امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  به اتفاق رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم در مدینه گردش می نمودند پیرمردی به آن ها رسید سلام کرد و به امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  عرض کرد: ای خلیفه ی چهارم پروردگار در روی زمین! ای رسول اکرم آیا چنین نیست؟ فرمود آن حضرت: بلی! چنان است، و (پیر مرد) از نظر غایب شد. امیرالمؤمنین علی علیه السّلام  عرض کرد به پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم آن پیرمردی که تصدیق گفتار او را نمودید که بود؟ حضرت فرمود: برادرم خضر بود، سخنان او صحیح است چرا که نخستین جانشین خدا در زمین آدم است چنانچه می فرماید: "انی جاعل فی الارض خلیفة"، دوم هارون است می فرماید از قول موسی"یا هارون اخلفنی فی قومی و اصلح و لا تتبع سبیل المفسدین"، سوم داوود است که می فرماید در قرآن "یا داوود انا جعلناک خلیفة فی الارض" و خلیفه ی چهارم پروردگار تو هستی. خداوند این آیه را درباره ی شما نازل کرده و می فرماید: "و آذان من الله و رسوله الا الناس یوم الحج الاکبر"، ای علی وصی و جانشین و وزیر من تو می باشی.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص81 انتشارات کتابخانه صدر)

و موفق ابن احمد (که یکی از بزرگان عامه است) از پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم روایت کرده که روز جنگ خیبر پرچم سپاه را به دست علی علیه السّلام داد و در اثر آن خداوند به واسطه ی آن حضرت فتح و فیروزی را نصیب مسلمین فرمود و روز عید غدیر خم علی علیه السّلام را به روی دست مبارک بلند کرده و فرمود: ای مردم! بدانید و آگاه باشید که علی ابن ابی طالب علیه السّلام آقا و مولای هر مرد مؤمن و زن مؤمنه است. منزلت او نسبت به من مانند منزلت هارون است به موسی. من جهاد می کنم با کفار به دستور تنزیل قرآن و علی علیه السّلام جهاد می کند با آن ها طبق تأویل قرآن. علی علیه السّلام حبل الله است، بیان کند برای این امت اشتباهات آنان را، امام و پیشوای خلق است بعد از من، درباره ی او نازل شده آیه ی "و آذان من الله و رسوله الا الناس یوم الحج الاکبر"، پیروی کند از سنت و طریقت من، نخستین کسی باشد که از قبر بیرون آید و به من ملحق شود کنار حوض کوثر و با من و فاطمه سلام الله علیها  و حسن علیه السّلام و حسین علیه السّلام داخل بهشت گردد، خداوند وحی فرموده بر من فضیلت علی علیه السّلام را برای مردم بیان کنم و به آن ها برسانم امر پروردگار را درباره ی علی علیه السّلام، بعضی از شما مردم بغض و عداوت او را در دل نگاه دارید و بعد از من آن ها را آشکار کنید. ای مردم! از خدا بترسید و در حق علی علیه السّلام و فرزندانش ظلم و ستم روا مدارید و کینه ی او را در دل جای ندهید همانا من دوستم با دوستان علی علیه السّلام و دشمنم با دشمنان او. پس از آن پیامبر صلّی الله علیه و آله و سلّم گریه ی بسیار نمود. مردم سبب گریه ی آن حضرت را سؤال نمودند فرمود: جبرئیل نازل شد و خبر داد که شما مردم پس از من در حق علی علیه السّلام ستم کنید و او را از حقش منع نمایید، علی علیه السّلام و فرزندانش را به قتل رسانید و ظلم و ستم در حق فرزندانش ادامه دارد و از بین نرود تا زمانی که قیام کننده ی ما قیام کند.(تفسیر جامع آیت الله بروجردی ج3ص80-82 انتشارات کتابخانه صدر)




آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد