منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

* حدیث سلسلة الذهب

* شهادت امام جعفـر صادق علیه السّلام

* توحید امام صادق علیه السلام

* ناتوانی بشر از معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

* برنامه های مهدی فاطمه عجل الله تعالی فرجه الشّریف در دوران ظهور

* هفت جواب به حدیث جعلی ابوبکر و عمر درباره خلافت

* توصیه های حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشّریف به شیعیان

غیبت سرّ الهی
 

غیبت، سرّ الهی

پیامبر اکرم(ص) فرمودند: این امری است از کارهای خدا و سرّی است از اسرار خداوند که از بندگان خدا پوشیده است پس بر حذر باش از شک در آن، پس به درستی که شکّ در کار خداوند عزّوجل، کفر است.( کمال الدین ج 1 ص 45 )

امام باقر(ع) فرمودند: به خدا سوگند، آن سنّت است و مو به مو اجرا خواهد شد و چاره ای نیست هر چه در میان امّت های گذشته اجرا شد، در میان شما هم اجرا خواهد شد و اگر جز این می شد شما با امّت های گذشته متفاوت می شدید و اگر علما(ائمه(ع)) کسانی را پیدا می کردند که پنهان کار باشند به آنها احادیث و حکمت را می آموختند، ولی چه می شود که خداوند شما را به فاش کردن اسرار، مبتلا ساخته است. شما مردمی هستید که با دلهایتان ما را دوست دارید ولی اعمالتان عکس آن است. به خدا سوگند اختلاف اصحاب(شیعیان) ما رفع نمی شود و به خاطر همین خداوند صاحبتان را از بین شما بیرون برده است تا گفته شود: پراکنده هستید، چگونه است که شما مالک خودتان نیستید؟ صبر کنید تا امر خداوند تبارک و تعالی بیاید و خواسته اش را اجرا گردد. صبر کنید، کسی عجله می کند که می ترسد زمان از دستش برود.(بحارالانوار ج 52 ص 110)

امام صادق(ع) فرمودند: صاحب الامر غیبتی خواهد داشت که در آن باطل اندیشان شک خواهند کرد، برای آنکه ما به آشکار کردن آن اجازه ندادیم، علّت غیبت این امام فقط پس از ظهور وی آشکار خواهد شد همان طور که وقتی پس از شکستن کِشتی و کشتن طفل و ساختن دیوار در برابر موسی فقط هنگامی بر آن حضرت آشکار شد که خضر و موسی از هم جدا شدند، این مطلب رازی از رازهای پروردگار و غیبتی از غیبت های اوست، هرگاه ما ایمان آورده ایم که خداوند حکیم است بر ما مسلّم خواهد بود که همه کارهای او از روی حکمت و جهتی است، اگرچه این حکمت بر ما روشن نیست.(بحارالانوار ج51ص132)

امام صادق(ع) فرمودند:این مردمان خوک سیرت ملعون چرا انکار می کنند که قیام کننده(ع) ما در میان مردم باشد و مردم او را نشناسند ؟! مگرنه این است که برادران حضرت یوسف(ع) عاقل، هوشیار و فرزندان پیامبر خدا بودند.به حضرت یوسف وارد شدند، با او سخن گفتند، دادو ستد کردند، از هر دری سخن به میان آمد ولی او را نشناختند، تا هنگامی که او خودش را معرفی کرد و گفت: من یوسفم، آنگاه او را شناختند؟! این امّت سرگردان چگونه دست به انکار میزنند؟چرا نمی پذیرند که صاحب آنها همان مظلومی باشد که حقّش مورد تکذیب قرارگرفته، درمیان آنها راه می رود، در بازارشان رفت و آمد می کند، روی فرشهایشان گام برمی دارد ولی او را نمی شناسند.(اصول کافی ج 1ص336)

امام صادق(ع) فرمودند: صاحب الزمان(عج) درمواردی به یوسف(ع) شباهت دارد.پس چرا این امّت، این که خداوند عزّوجل برای مدّتی حجّتش را در غیبت نگاه دارد انکار می کنند؟ یوسف(ع) پادشاه مصر بود و فاصله او تا پدرش هجده روز بود. پس اگر خداوند می خواست محل اقامتش را به پدرش نشان دهد، می توانست چنین کند، به خداسوگند زمانی که یعقوب(ع) و فرزندانش باخبر شدند که یوسف (ع) در مصر است، آن مسافت را نُه روزه طی کردند، چرا این امّت منکر می شوند که خداوند می تواند همان کاری که با یوسف(ع) کرد با حجّت خویش (مهدی(ع)) انجام دهد، یوسف(ع) در بازارها یشان رفت و آمد می کرد و بر سفرهایشان غذا می خورد، ولی آنها او را نمی شناختند تا زمانی که خداوند به او اجازه داد که خود را بشناساند.(منتخب الاثرص255)
 
 

آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد