منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* شهادت حضرت معصومه سلام الله علیها

* راههای تقویت ولایی با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

* ولادت امام حسن عسگری علیه السلام

* برای تعجیل فرج فقط به دعا اکتفا نکنیم !!!

* ولادت شاه عبدالعظیم حسنی

* علی در کلام وحی

* به مناسبت ورود حضرت معصومه سلام الله علیها به شهر قم

* ولادت پیامبر صلی الله و امام صادق علیه السلام

* شروع امامت حضرت حجت بن الحسن العسگری علیه السلام

* نزول باران در اولین روز

* شهادت امام حسن عسگری علیه السلام

* رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

* شهادت امام رضا علیه السلام

* شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

منکران غدیر
 

منکران غدیر

واقعه عجیبی که به عنوان یک معجزه امضای الهی را بر خط پایان غدیر ثبت کرد جریان حارث بن نعمان مهری بود که در آخرین ساعات روز سوم به همراه دوازده نفر از اصحابش نزد پیامبرصلی الله علیه و آله و سلمآمدند و او از طرف بقیه گفت: ای محمد! سه سؤال از تو دارم. شهادت به یگانگی خدا و پیامبری خود را از جانب پروردگارت آورده ای یا از پیش خود گفته ای؟ آیا نماز و زکات و حج و جهاد را از جانب پروردگارت آورده ای یا از پیش خودت؟ آیا این علی بن ابیطالب را که گفتی من کنت مولاه فهذا علی مولاه، از جانب خود گفتی یا از جانب پروردگارت؟ حضرت در جواب هر سه سؤال پاسخ دادند: خداوند به من وحی کرده است و واسطه بین من و خدا جبرئیل است و من اعلان کننده پیام خدا هستم و بدون اجازه پروردگارم خبری اعلام نمی کنم. حارث گفت: خدایا اگر آنچه محمد می گوید حق و از جانب توست سنگی از آسمان بر ما ببار یا عذاب دردناکی بر ما بفرست. همین که سخن حارث تمام شد و به راه افتاد خداوند سنگی از آسمان بر او فرستاد که از مغزش وارد شد و از دبرش خارج گردید و همانجا او را هلاک کرد.

و به روایتی حارث گفت خدایا اگر محمد در آنچه می گوید صادق است شعله ای از آتش بر ما بفرست. ابر غلیظی ظاهر شد و رعد و برقی به وجود آمد صاعقه ای رخ داد و آتشی فرود آمد و همه آن دوازده نفر را سوزانید و این آیه نازل شد:

«سَئَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِع لِلکافِرینَ لَیسَ لَه دافع»

درخواست کننده ای عذاب واقع شدنی را درخواست کرد که کسی نتواند آن را دفع کند.

پیامبر اکرمصلی الله علیه و آله و سلم به اصحابش فرمودند: آیا دیدید و شنیدید؟

گفتند: آری با این معجزه بر همگان مسلم شد که غدیر از منبع وحی سرچشمه گرفته و یک فرمان الهی است.(بحارالانوارج37 ص136 162و167، الغدیر ج1 ص193)

عده ای از منافقین نزد پیامبر آمدند و از آن حضرت آیت و نشانه ای خواستند. حضرت فرمود: آیا روز غدیر خم برای شما کافی نبود که وقتی من علی را به امامت منصوب نمودم منادی از آسمان ندا داد این ولی خداست، تابع او باشید وگرنه عذاب خدا بر شما نازل می شود. بر حذر باشید. (اثباة الهداة ج2 ص153)

مردی زیبا صورت و خوشبو پس از خطبه پیامبر در غدیر در کنار مردم ایستاده بود و می گفت: به خدا قسم روزی مانند امروز هرگز ندیدم، چه قدر کار پسر عمویش را مؤکد نمود و برای او پیمان بست که جز کافر به خدا و رسولش آن را بر هم نمی زند. وای بر کسی که پیمان او را بشکند. در اینجا عمر نزد پیامبر آمد و گفت: شنیدی این مرد چه گفت؟ حضرت فرمود: آیا او را شناختی؟ عمر گفت: نه. حضرت فرمودند: او روح الامین جبرئیل بوده، تو مواظب باش این پیمان را نشکنی که اگر چنین کنی خدا و رسولش و ملائکه و مؤمنان از تو بیزا خواهند بود. (بحار الانوار ج37 ص120و161، عوالم ج 3/15 ص 85و ص136)

سلمان نقل می کند عده ای مشغول ناسزا گفتن نسبت به ساحت مقدس امیر مؤمنان علی علیه السلام بودند. در همین حال ابلیس به صورت آدمی گذرش از آنجا افتاد و ایستاد و خطاب به آنان چنین گفت: بدا به حال شما که به مولا و صاحب اختیار خود ناسزا می گویید. گفتند تو از کجا می گویی او مولای ماست؟ ابلیس گفت: از کلام پیامبرتان که فرمود: من کنت مولاه فعلی مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله. (بحارالانوار ج31 ص162 ح1)

پس از نزول این آیه شریفه و اینکه خداوند متعال به وضوح ولی مؤمنین را به مردم نشان داد، باز هم منافقان دست از عناد بر نداشتند و مخالفت ورزیدند.

«اِنَّما وَلیَُکُمُ اللهُ وَ رَسولُهُ وَ اّلذینَ امَنوا الَذینَ یُقیمونَ الصََلوةَ وَ یُؤتونَ الزَکوةَ وَ هُم راکِعون»مائده 55

همانا ولی امر و یاور شما تنها خدا و رسول و آن مؤمنانی هستند که نماز به پا داشته و به فقیران در حال رکوع می دهند.

این آیه بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد. ایشان از منزل خارج و وارد مسجد شد در حالی که مردم در حالی که مردم نماز می خواندند. حضرت نیز نماز به جای آورد که ناگهان فقیری را مشاهده کرد، پیامبر به او فرمود: ای سائل! آیا کسی چیزی به تو داد. فقیر گفت هیچ کس جز این رکوع کننده_اشاره به علی علیه السلام کرد_ او بود که به من انگشتری داد. (معرفت علوم الحدیث تألیف حاکم نیشابوری ص102)

پس منافقان به یکدیگر گفتند دل ما تاب این نمی آورد که او بر ما مسلط شود. می رویم و سؤال می کنیم که او را به دیگری بدل کند. چون این سخن را به حضرت رسول اظهار داشتند حق تعالی این آیه را فرستاد:

«قُل ما یَکونُ لی ان ابدله مِن تِلقاء نَفسی»

مضمون این آیه بنابر این تفسیر این است که چون برایشان خوانده شود آیات واضحات ما، آنها که اعتقاد به قیامت ندارندگویند: قرآنی غیر از این قرآن برای ما بیاور یا بدل کن ذکر علی را از آن.(حق الیقین ص94-101)


آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد