منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* شهادت امام حسن عسگری علیه السلام

* هجوم به خانه ی وحی و شهادت حضرت محسن

* پیشگویی از مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام

* شهادت امام رضا علیه السلام

* شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

* رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

* اربعین حسینی

* نقش حضرت رقیه در احیای امر امام زمانش حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام

* امام زمان عجل الله منتقم خون سیدالشهداء علیه السلام

* خطابه اهل بیت علیهم السلام

خورشید در زندان

"السّلامُ عَلیکَ یا ابَا المَظلوم"

"السّلامُ عَلیکَ یا امام الحسن العَسگری علیه السّلام"

ای باب غریبم، آغوش گرمت را روزهای سرد یتیمی از برم ربود و در این شب های غربت و غیبت چقدر بی تاب دستان نوازش پدرانه ات در حسرت و اندوه می سوزم و سرشک غم از دیدگانم می بارم.

از پس پرده برون حجّت ثانی عشر است                       یا که در غرّه، مه قرص قمر جلوه گر است

بلبل از دوری گل تا سحر امشب به نوا ست                   یا پسر بر سر بالین پدر نوحه گر است

هاتفی گفت که خاموش، مگر بی خبری                       حسن عسگری امشب به جناح سفر است

سر به دامان پسر، گرم سخن با معبود                         چهره اش بر اثر زهر جفا، پر گهر است

شد برون تایر روحش، ز قفس سوی جنان                     مهدی منتظَر از بهر پدر، خون جگر است

اوضاع سیاسی، اجتماعی عصر امام حسن عسگری علیه السّلام

امام حسن عسگری علیه السّلام در مدت کوتاه امامت خویش با سه نفر از خلفای عباسی که هر یک از دیگری ستمکارتر بودند، معاصر بود، این سه تن عبارتند از:

1-المعتزّ بالله

2-المهتدی بالله

3-المعتمدبالله

خلفای عباسی که روز نخست به نام طرفداری از علویان و به عنوان گرفتن انتقام آنان از بنی امیه قیام کردند، آنچه را که قبلا به مردم وعده کرده بودند، نادیده گرفته و مانند خلفای بنی امیه و بلکه بدتر از آنان ستمگری و خودکامگی را آغاز کردند.

خلفای عباسی از هرگونه اعمال فشار و محدودیت نسیت به امامان دریغ نمی کردند و این فشارها در عصر امام جواد علیه السّلام و امام هادی علیه السّلام و امام حسن عسگری علیه السّلام در سامراء به اوج خود رسید. شدت این فشارها به قدری بود که سه امام غریب بزرگ شیعه که در مرکز حکومت آن ها (سامراء) می زیستند، با عمر کوتاهی جام شهادت نوشیدند: امام جواد علیه السّلام در سن 25 سالگی، امام هادی علیه السّلام در سن 41 سالگی و امام حسن عسگری علیه السّلام در سن28 سالگی که جمعا 92 سال می شود، و این حاکی از شدت فشارها و صدمات رسیده بر آن ها می باشد. ولی در این میان، فشارها و محدودیت های زمان امام حسن عسگری علیه السّلام، به دو علت، از دو پیشوای دیگر بیشتر بود:

1-در زمان امام حسن عسگری علیه السّلام شیعه به صورت یک قدرت عظیم در عراق در آمده بود و همه ی مردم می دانستند که این گروه به خلفای وقت معترض بوده و حکومت هیچ یک از عباسیان را مشروع و قانونی نمی داند، بلکه معتقد است امامت الهی در فرزندان علی علیه السّلام باقی است، و در آن زمان شخصیت ممتاز این خانواده امام حسن عسگری علیه السّلام بود.

2- خاندان عباسی و پیروان آنان، طبق روایات و اخبار متواتر، می دانستند مهدی موعود که تار و مار کننده ی کلیه ی حکومت های خود کامه است، از نسل امام حسن عسگری علیه السّلام خواهد بود، به همین جهت پیوسته مراقب وضع زندگی ایشان بودند تا بلکه به خیال خود بتوانند فرزند او را به چنگ آورده و نابود کنند.

به همین علت، فشار و اختناق در مورد وجود نازنین ابالمهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف  فوق العاده شدید بود و از هر طرف ایشان را تحت کنترل و نظارت داشتند. حکومت عباسی به قدری از نفوذ و موقعیت مهم اجتماعی امام نگران بود که امام را ناگریز کرده بود هر هفته روزهای دوشنبه و پنجشنبه در دربار حاضر شود.(ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب ج4 ص434، بحارالانوار ج50 ص251)

البته به رغم نیت پلید خلیفه، هر بار امام رفت و آمد می کرد، هزاران نفر جمعیت مشتاق، در مسیر حرکت امام اجتماع می کردند،تا از بتوانند از خورشید وجودش بهره مند شوند و آن چنان غلغله شادی به راه افکنده و ابراز احساسات می کردند که از کثرت جمعیت، راه ها بند می آمد و عبور و مرور قطع می شد، و به محض آنکه حضرت را مشاهده می کردند سر و صدا خاموش می شد و برای حضرت راه را باز می کردند، و پس از عبور امام، وضع به حال طبیعی برمی گشت. (غیبت شیخ طوسی ص29)

دربار عباسی به قدری وحشت داشت که به این مقدار کفایت نکرد، بلکه معتز ملعون، امام را بازداشت و زندانی کرد و حتی به سعید حاجب دستور داد امام را به سوی کوفه حرکت داده و در راه او را به قتل برساند، ولی پس از سه روز، ترکان خودِ او را به هلاکت رساندند.

و باز هم به این موارد اکتفا نکرده و با قرار دادن تدابیر شدید امنیتی در زندان و گماردن جاسوس، عمق شیطنت و وسعت نقشه های خائنانه ی دربار عباسی درباره امام و یارانش را عیان می شود.

ابعاد هفتگانه فعالیت های امام حسن عسگری علیه السّلام

امام حسن عسگری علیه السّلام با همه ی فشارها و کنترل ها و مراقبت های بی وقفه حکومت عباسی، بازهم به فعالیت خود ادامه می داد:

1.       کوشش های علمی در دفاع از آیین اسلام و ردّ اشکالها و شبهات مخالفان، و نیز تبین اندیشه صحیح اسلامی

گرچه امام حسن عسگری علیه السّلام  به سبب شرائط نامساعد و محدودیت بسیار شدیدی که حکومت عباسی برقرار کرده بود، موفق به گسترش دانش دامنه دار خود در سطح کل جامعه نشد، اما در عین حال، با همان فشارها و خفقان شاگردانی تربیت کرد هر کدام به سهم خود در نشر و گسترش معارف اسلام و رفع شبهات دشمنان نقش موثری داشتند، همانند: احمدبن اسحاق اشعری قمی، ابوهاشم داود بن قاسم جعفری، عبدالله بن جعفر حمیری و ابو عمرو عثمان بن سعید ثمری و ...

2.       ایجاد شبکه ارتباطی با شیعیان مناطق مختلف از طریق تعیین نمایندگان و اعزام پیک ها و ارسال پیام ها

با توجه به گسترش تشیع و متمرکز شدن در مناطق مختلف مانند: کوفه، بغداد، یمن، ری، آذربایجان، جرجان و ...که از پایگاههای مهم شیعه به شمار میرفت. و این گستردگی وجود سازمان ارتباطی منظمی را ایجاب می کرد تا شیعیان را با حوزه امامت از یک سو، و ارتباط آنان را با همدیگر از سوی دوم برقرار کند و از این رهگذر، آنان را از نظر دینی و سیاسی رهبری و سازماندهی کند. و امام حسن عسگری علیه السّلام نمایندگانی از میان چهره های درخشان و شخصیت های برجسته شیعیان در مناطق متعدد منصوب کرده و با آنان در ارتباط بود و از این طریق پیروان تشیع را در همه مناطق زیر نظر داشت. و همچنین امام با فرستادن پیک هایی به شیعیان و پیروان خود ارتباط برقرار می ساخت. و گذشته از پیک ها امام حسن عسگری علیه السّلام از طریق مکاتبه نیز با شیعیان ارتباط می ساخت و از این رهگذر آنان را از زیر چتر هدایت خویش قرار می داد.

3.       فعالیت های سرّی سیاسی به رغم تمامی کنترل ها و مراقبت های حکومت عباسی

امام حسن عسگری علیه السّلام برخلاف تمامی محدودیت ها و کنترل های شدیدی که داشتند یک سلسله فعالیت های سرّی سیاسی را رهبری می کرد که با گزینش شیوه های بسیار ظریف پنهان کاری، از چشم بیدار و مراقب جاسوسان دربار، به دور می ماند،برای نمونه امام نامه ها و اسنادی را که سرّی بود را در میان چوب، جاسازی کرده و برای عثمان بن سعید که شخص مورد اعتماد و رازداری بوده، فرستاده و این کار را بر عهده ی مأمور حمام که کارش هیزم آوردن و چوب شکستن و امثال این ها بوده و طبعن سوء ظن کسی را جلب نمی کرده واگذار کرده بوده است.

4.حمایت و پشتیبانی مالی از شیعیان به ویژه یاران خاص

5. تقویت و توجیه سیاسی:

 رجال و عناصر مهم شیعه در برابر مشکلات و فشار ها و سختی های مبارزات سیاسی، در جهت حمایت از آرمان های بلند تشیع بود. و از آنجا که شخصیت های بزرگ شیعه در فشار بیشتری بودند، امام به تناسب مورد، هریک از آنان را به نحوی دلگرم و راهنمایی می کرد و روحیه آنان را بالا می برد تا میزان تحمل و صبر و آگاهی آنان در برابر فشارها، تنگناها و فقر و تنگ دستی ها فزونی یابد و بتوانندمسئولیت بزرگ اجتماعی و سیاسی و وظایف دینی خود را به خوبی انجام دهند.

6.استفاده گسترده از آگاهی غیبی برای جلب منکران امامت و دلگرمی شیعیان

امام حسن عسگری علیه السّلام نسبت به دیگر امامان قبل خود بیشتر از ابزار آگاهی غیبی برای هدایت عموم استفاده می کردند، و شیخ حر عاملی تعداد این کرامات و گزارش های غیبی را صد و سی و شش مورد در کتاب اثبات الهداة ثبت کرده اند. ( طبسی، حیات امام حسن عسگری علیه السّلام  ص121)

و علت این امر شرائط نامساعد و جو پر اختناقی بود که امام و پدر بزرگوارشان امام هادی علیه السّلام در آن زندگی می کردند، زیرا از وقتی که امام هادی علیه السّلام از سر اجبار به سامراء منتقل گردید به شدت تحت مراقبت و کنترل بود از اینرو امکان معرفی فرزندش " حسن" به عموم شیعیان به عنوان امام بعدی وجود نداشت و اصولا این کار حیات او را از ناحیه حکومت وقت در معرض خطر جدی قرار می داد. و به همین جهت کار معرفی امام عسگری علیه السّلام به شیعیان و گواه گرفتن آنان در این باب، در ماههای پایانی عمر امام هادی علیه السّلام صورت گرفت، به طوری که هنگام شهادت آن حضرت بسیاری از شیعیان از امامت آن حضرت  امام حسن عسگری علیه السّلام آگاهی نداشتند.

و عامل دیگری در این زمینه، اعتقاد گروهی از شیعیان به امامت " محمد بن علی " برادر حضرت عسگری علیه السّلام در زمان حیات امام هادی علیه السّلام است. این گروه بر اساس همین پندار او را در محضر امام هادی علیه السّلام احترام می کردند، ولی حضرت با این پندار مبارزه می کرد و آنان را به امامت فرزندش حسن علیه السلام  راهنمایی می نمود.

این عوامل دست به دست هم داده و موجب شک و تردید گروهی از شیعیان در امامت آن حضرت در آغاز کار گردیده بود، چنانکه برخی از آنان در صدد آزمایش امام بر می آمدند و برخی با امام مکاتبه می کردند. این تزلزل ها و تردید ها به حدّی بود که امام در پاسخ گروهی از شیعیان در این زمینه با آزردگی و رنجش فراوان نوشت: هیچ یک از پدرانم، مانند من، گرفتار شک و تزلزل شیعیان در امر امامت نشده اند.... (تحت العقول ص487)

با این وجود امام حسن عسگری علیه السّلام ناگزیر می شدند پرده های حجاب را کنار زده، از آن سوی جهان ظاهر، خبر دهد، و این از موثرترین شیوه های جلب مخالفان و تقویت ایمان شیعیان بود.

ابوهاشم جعفری یکی از نزدیک ترین یاران امام بود، می گوید: هر وقت به حضور امام حسن عسگری علیه السّلام می رسیدم، برهان و نشانه ی تازه ای بر امامت او مشاهده می کردم. (اعلام الوری ص375)

7.آماده سازی شیعیان برای دوران غیبت فرزند خود امام دوازدهم.

با توجه با این که غائب شدن امام و رهبر هر جمعیتی، یک حادثه غیر طبیعی و نامانوس است و باور کردن و نیز تحمل مشکلات ناشی از آن برای نوع مردم دشوار می باشد، و این معنا در زمان امام حسن عسگری علیه السّلام جلوه ی بیشتری یافت زیرا امام از یک طرف، با وجود تاکید بر تولد حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف او را نه تنها به شیعیان خاص و بسیار نزدیک نشان می داد و از طرفی دیگر تماس مستقیم شیعیان با خود آن حضرت روز به روز محدود تر و کمتر می شد، به طوری که حتی در خود سامراء به مراجعات و مسائل شیعیان از طریق نامه یا توسط نمایندگان خویش پاسخ می داد و بدین ترتیب آنان را برای تحمل اوضاع و شرائط و تکالیف عصر غیبت و ارتباط غیر مستقیم با امام آماده می ساخت.

 

شهادت امام حسن عسگری علیه السّلام

معتمد عباسی که همواره از محبوبیت و نفوذ معنوی امام در جامعه نگران بود، چون دید توجه مردم به امام روز به روز بیشتر می شود و زندان و اختناق و مراقبت تأثیر معکوس دارد، سرانجام به همان شیوه ی مزدورانه دیرینه متوسل شد و امام را در پنهانی مسموم ساخت. و یکی از نشانه های شهادت امام توسط دربار عباسی، تحرک ها و تلاش های فوق العاده ای بود که معتمد عباسی در روزهای مسمومیت و شهادت امام، برای عادی جلوه دادن مرگ آن حضرت از خود نشان داد.

در کيفيت وفات آن امام بزرگوار آمده است: فرزند عبيدالله بن خاقان گويد: روزي براي پدرم (که وزير معتمد عباسي بود) خبر آوردند که ابن الرضا - يعني حضرت امام حسن عسکري علیه السّلام  - رنجور شده، پدرم به سرعت تمام نزد خليفه رفت و خبر را به خليفه داد. خليفه پنج نفر از معتمدان و مخصوصان خود را با او همراه کرد. يکي از ايشان نحرير خادم بود که از محرمان خاص خليفه بود، امر کرد ايشان را که پيوسته ملازم خانه آن حضرت باشند، و بر احوال آن حضرت مطلع گردند. و طبيبي را مقرر کرد که هر بامداد و پسين نزد آن حضرت برود، و از احوال او آگاه شود. بعد از دو روز براي پدرم خبر آوردند که مرض آن حضرت سخت شده است، و ضعف بر او مستولي گرديده. پس بامداد سوار شد، نزد آن حضرت رفت و اطبا را - که عموما اطباي مسيحي و يهودي در آن زمان بودند - امر کرد که از خدمت آن حضرت دور نشوند و قاضي القضات (داور داوران) را طلبيد و گفت ده نفر از علماي مشهور را حاضر گردان که پيوسته نزد آن حضرت باشند.

و اين کارها را براي آن مي کردند که آن زهري که به آن حضرت داده بودند بر مردم معلوم نشود و نزد مردم ظاهر سازند که آن حضرت به مرگ خود از دنيا رفته، پيوسته ايشان ملازم خانه آن حضرت بودند تا آنکه بعد از گذشت چند روز از ماه ربيع الاول سال 260 ه. ق آن امام مظلوم در سن 29سالگي فرزند موعود خود را به فراق مبتلا نمود و دعوت حق را با لبی مسموم لبیک فرمود.

بعد از آن خليفه متوجه تفحص و تجسس فرزند حضرت شد، زيرا شنيده بود که فرزند آن حضرت بر عالم مستولي خواهد شد، و اهل باطل را منقرض خواهد کرد... تا دو سال تفحص احوال او مي کردند....اين جستجوها و پژوهش ها نتيجه هراسي بود که معتصم عباسي و خلفاي قبل و بعد از او - از طريق روايات مورد اعتمادي که به حضرت رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم مي پيوست، شنيده بودند که از نرگس خاتون و حضرت امام حسن عسکري علیه السّلام فرزندي پاک گهر ملقب به مهدي آخر الزمان - همنام با رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  ولادت خواهد يافت و تخت ستمگران را واژگون و به سلطه و سلطنت آنها خاتمه خواهد داد. بدين جهت به بهانه هاي مختلف در خانه حضرت عسکري علیه السّلام رفت و آمد بسيار مي کردند، و جستجو مي نمودند تا از آن فرزند گرامي اثري بيابند و او را نابود سازند. به راستي داستان نمرود و فرعون در ظهور حضرت ابراهيم علیه السّلام و حضرت موسي علیه السّلام  تکرار مي شد. حتي قابله هايي را گماشته بودند که در اين کار مهم پي جويي کنند. اما خداوند متعال- حجت خود را از گزند دشمنان و آسيب زمان حفظ کرد، و همچنان نگاهداري خواهد کرد تا مأموريت الهي خود را انجام دهد.
باري، علت شهادت آن حضرت را سمي مي دانند که معتمد عباسي در غذا به آن حضرت خورانيد و بعد، از کردار زشت خود پشيمان شد. به ناچار اطباي مسيحي و يهودي که در آن زمان کار طبابت را در بغداد و سامره به عهده داشتند، به ويژه در مأموريت هايي که توطئه قتل امام بزرگواري مانند امام حسن عسکري علیه السّلام در ميان بود، براي معالجه فرستاد. البته از اين دلسوزي هاي ظاهري هدف ديگري داشت، و آن خشنود ساختن مردم و غافل نگهداشتن آنها از حقيقت ماجرا بود.
بعد از آگاه شدن شيعيان از خبر درگذشت جانگداز حضرت امام حسن عسکري علیه السّلام شهر سامره را غبار غم گرفت، و از هر سوي صداي ناله و گريه برخاست. مردم آماده سوگواري و تشييع جنازه آن حضرت شدند. سامراء در آن روز یاد آور صحنه قیامت بود.


آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد