منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* شروع امامت امام زمان علیه السّلام

* شهادت امام حسن عسگری علیه السلام

* هجوم به خانه ی وحی و شهادت حضرت محسن

* پیشگویی از مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام

* شهادت امام رضا علیه السلام

* شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

* رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

* اربعین حسینی

* نقش حضرت رقیه در احیای امر امام زمانش حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام

* امام زمان عجل الله منتقم خون سیدالشهداء علیه السلام

معجزاتی از امام جعفر صادق علیه السلام


صلوات متوالیات و تهیات متواترات بر نخبه اصفیا و فرمانفرمای غیب و شهود و صدرنشین محفل قرب رحیم ودود، شفیع درماندگان روز جزا، ذخیره تهی دستان عالم بقا و بر آل بی مثالش، صابر و فاضل، طاهر و صادق آل علی علیه السلام باد، که با صیقل محبت و ولای خود آیینه سینه های شیعیان را از زنگ تاریکی و نخوت جلا داده و گلرخان چمن انجمن حُسن و عقیدت را قابل انعکاس ساخته اند و از بوستان گل های رنگارنگ علوی و فاطمی مشام جان محبان را به شمیم شفاعت نواخته اند.

به مناسبت ولادت نور علی نور آن حضرت معجزاتی چند از ایشان بیان می کنیم که نور باشد بر دل مشتاقان و پیروان رئیس مکتب جعفری:

·         یکی از اصحاب امام صادق علیه السلام  می گوید: مقداری مال نزد امام صادق علیه السلام  بردم و با خود فکر می کردم که چه مقدار از آن مال را به آن حضرت بدهم، وقتی که به خدمتش رسیدم، آن حضرت غلامی را صدا کرد و دستور داد طشتی که در آن طرف خانه بود را بیاورد. سپس مشغول حرف زدن شد تا این که طشت آورده شد ناگهان متوجه شدم دینارها از لبه های طشت می ریزد و آنقدر ریخت تا این که میان من و ایشان حایل شدند. آن گاه حضرت به من فرمود: آیا خیال می کنید که ما به آن چه در دست شما است، محتاج هستیم! ما آنها را می گیریم تا شما را پاک نماییم.(بحارالانوار ج47)

·         جماعتی از اصحاب امام صادق علیه السلام  می گویند: ما در خدمت امام صادق علیه السلام  بودیم که آن حضرت فرمود: در نزد ما خزینه های زمین و کلیدهای آن وجود دارد. اگر بخواهم اشاره کنم با یکی از دو پای خود که: ای زمین! آن چه از طلا در تو وجود دارد بیرون بکن؛ هر آینه بیرون می کند. سپس آن حضرت با یکی از دو پای خود به پای خود به زمین اشاره کرد به این نحو که کشید پای مبارکش را در روی زمین پس ناگهان زمین شکافته شد. سپس آن حضرت دست خود را داخل زمین کرد و شمش طلائی به اندازه ی یک وجب بود بیرون آورد. بعد فرمود: به شکاف زمین خوب نگاه کنید. ما نگاه کردیم و دیدم شمش های بسیاری بر روی یکدیگر قرار دارند و می درخشند. یکی از افراد به امام صادق علیه السلام  عرض کرد: فدایت شوم! خدا به شما این همه عطا کرده است و شیعیان شما محتاج هستند. حضرت فرمود: بدرستی که حق تعالی دنیا و آخرت را برای ما و شیعیان ما جمع خواهد کرد و ایشان را در جنات نعیم و دشمن ما را در آتش جحیم داخل خواهد نمود. (اصول کافی)

·         ابوبصیر می گوید: در راهی با امام صادق علیه السلام  می رفتم. من به خدمت ایشان عرض کرد: ما چه فضیلتی بر مخالفان خود داریم، در حالی که من افرادی از آنان را می بینم که همتشان بالاست و زندگی خود را بهتر نموده و حالشان را نیکو کرده و به بهشت طمع می ورزند. امام صادق علیه السلام  ساکت شد تا این که به ابطح مکه رسیدیم و مردمی را دیدم که بسوی خدا می نالیدند. حضرت فرمود: ای ابومحمد! ان چه را که من می شنوم تو نیز می شنوی؟ گفتم: من صدای ناله ی مردم را می شنوم. حضرت فرمود: سر و صدا چه زیاد است ولی حاجی چقدر کم می باشد؛ سوگند به کسی که محمد صلی الله علیه و آله و سلم را به پیامبری برگزیده، خداوند فقط از تو و یاران تو قبول می کند. آن گاه دست مبارکش را به صورتم کشید، نگاه کردم و ناگهان دیدم اکثر مردم به صورت خوک و الاغ و میمون هستند. (بحارالانوار ج27)

·         ابوبصیر می گوید: روزی در خدمت امام جعفر صادق علیه السلام  بودم. آن حصرت پای مبارکش را بر زمین زد، ناگهان دیدم دریایی ظاهر شد و کشتی هایی از نقره در کنار آن دریا قرار دارند. امام صادق علیه السلام  به یکی از آن کشتی ها سوار شدند و مرا نیز سوار کردند. رفتیم تا به محلی رسیدیم که در آن جا خیمه هایی از نقره زده بودند. حضرت داخل هر یک از آن خیمه ها شدند و بیرون آمدند. سپس فرمود: آن خیمه ای که اول داخل شدم خیمه ی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بود. خیمه ی دوم از حضرت امیرالمومنین علیه السلام  و سومی خیمه ی حضرت فاطمه سلام الله علیها و چهارمی مال حضرت خدیجه سلام الله علیها و پنجمین از امام حسن علیه السلام  و ششمی از حضرت امام حسین علیه السلام  و هفتم از حضرت علی بن الحسین علیه السلام  و هشتم از پدرم و نهمی به من تعلق دارد و هر یک از ما که از دنیا برود خیمه ای دارد که در آن جا ساکن می شود. (عین الحیات)

·         هشام بن سالم می گوید: امام صادق علیه السلام  فرمود: برای خدا شهری هست در پشت دریا که وسعت آن بقدر سیر چهل روز آفتاب است و در آن شهر جمعی هستند که هرگز معصیت نکرده اند و شیطان را نمی شناسند و نمی دانند که شیطان کیست و در هر چند گاه ما ایشان را می بینم و آن چه احتیاج دارند را از ما سوال می کنند و کیفیت دعا را ما به آنها تعلیم می نمائیم. آنها می پرسند که قیام کننده آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشّریف کی ظهور می کند و در عبادت و بندگی بسیار سعی می کنند. شهر ایشان دروازه های بسیاری دارد و از هر دروازه تا دروازه دیگر صد فرسخ مسافت می باشد. آنها بسیار تقدیس و تنزیه و عبادت می کنند که اگر ایشان را ببینید عبادت خود را سهل می دانید.

در میان ایشان کسی هست که یک ماه سر از سجود برنمی دارد. خوراک ایشان تسبیح الهی است و پوشش ایشان برگ درختان است و صورت ایشان از نور روشن است. چون یکی از ایشان ما را می بیند برای برکت برگرد او می آیند و از خاک قدمش بر می گیرند و چون وقت نماز می شود و صداهای ایشان بلند می شود مانند باد تند.

در میان ایشان جمعی هستند که برای انتظار قدوم قیام کننده آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشّریف هرگز حربه را از خود جدا نکرده اند و از خدا می طلبند که به خدمت او مشرف شوند. عمر هر یک از ایشان هزار سال است که اگر ایشان را ببینی آثار خشوع و شکستگی و فروتنی از ایشان ظاهر است و پیوسته طلب می کند امری را که موجب قرب خدا باشد و پیوسته منتظر آن وقتی هستند که ملاقات ما و ایشان است. هرگز از عبادت سست نمی شوند و به تنگ نمی آیند و قرآن را به نحوی که ما به آنها یاد داده ایم تلاوت می نمایند و در میان قرآن چیزی هست که از برای مردم اگر بخوانیم کافر می شوند، و اگر چیزی از قرائت بر ایشان مشکل شود از ما می پرسند و چون بیان می کنیم، سینه های ایشان گشاده و منور می شود و از خدا می طلبند که ما را از برای ایشان باقی دارد و می دانند که خدا بوجود ما بر ایشان نعمت ها را عطا کرده است و قدر ما می شناسند.

ایشان با قیام کننده آل محمد عجل الله تعالی فرجه الشّریف خروج خواهند کرد و جنگیان ایشان بر دیگران سبقت خواهند گرفت و همیشه از خدا همین را می طلبند. در میان ایشان پیران و جوانان هستند و چون جوانی از ایشان پیری را می بیند نزد او بمانند بندگان می نشیند و تا اجازه نفرمایید برنمی خیزد. ایشان بهتر از جمیع خلق از امام اطاعت می کنند و هر امری که امام به ایشان فرمان دهد عمل می کنند و تا امر دیگری نفرماید آن را ترک نمی کنند. اگر ایشان را بر خلایق ما بین مشرق و مغرب بگمارند در یک ساعت همه را فانی می گردانند حربه بر ایشان کار نمی کند، شمشیرهایی از آهن دارند، به غیر از این آهن که اگر بر کوه بزنند درهم می شکند و امام مهدی با این لشگر با هند و روم و ترک و دیلم و بربر و هر که در ما بین جابلقا و جابلسا است، جنگ خواهند کرد و جابلقا و جابلسا دو شهر است یکی در مشرق و یکی در مغرب.

بر هریک از اهل ادیان که وارد شوند، اول ایشان را به خدا و رسول و دین اسلام بخوانند و هر که مسلمان نشود او را به قتل می رسانند تا آن که در میان مشرق و مغرب کسی نماند که مسلمان نشود.( عین الحیات)

 


آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد