منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* ولادت امام رضا علیه السلام

* دهه ی رضوریه

* شهادت امام جعفـر صادق علیه السّلام

* توحید امام صادق علیه السلام

* اهمیت وفای عهد با امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف (بخش اول)

* ضرورت شناخت امام زمان در منابع اهل سنت

* سلسله مراتب محبت به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

* شهادت مولی الموحدین امیرالمؤمنین حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام

* شب قدر و امام زمان علیه السلام

* ولادت نورانی کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

* چگونه روزه ی خود را به امضای امام زمان برسانیم؟

* حجت زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف و ماه رمضان

* القاب مطهر قطب عالم امکان (ادامه دارد....)

* توصیه های حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشّریف به شیعیان

مگر حسین بن علی علیه السلام ولی خدا نبود؟

مگر حسین بن علی علیه السلام ولی خدا نبود؟

محمد بن ابراهیم بن اسحاق طالقانی گوید من با جمعی نزد حسین بن روح بودیم. مردی به او رو کرد و گفت: من می خواهم از شما چیزی بپرسم. فرمود: بپرس، هر چه می خواهی. آن مرد گفت به من بگو آیا حسین بن علی علیه السلام   ولی خدا بود؟ گفت: آری.

آن مرد گفت: آیا رواست که خدای بزرگ و بلند مرتبه دشمن خود را بر دوست خود چیره گرداند؟ حسین بن روح فرمود: آن چه می گویم بفهم و بدان: همانا خدای بزرگ و بلند مرتبه مردم را به مشاهده با دیدگان طرف خطاب نمی سازد و روبرو با آنان با ایشان سخن نمی گوید. ولی خدای بلند مرتبه است، عظمت و بزرگیش؛ برایشان از جنس خودشان و همتایشان در خلق، بشرهایی را به سویشان برانگیخت که مانند آنها بشر بودندو اگر رسولانی غیر از جنس بشر و به صورت دیگر بر آنها می فرستاد، از او می گریختند و از او نمی پذیرفتند، چون فرستادگان خدا نزد ایشان آمدند، در حالی که از جنس خودشان بودند و غذا می خوردند و در بازارها می گردیدند، باز هم گفتند: شما به سان ما بشر می باشید و از شما نمی پذیریم تا این که معجزه ای بیاورید، که ما از آوردن آن ناتوان باشیم و بدانیم که شما از میان ما اختصاص به رسالت خدا دارید زیرا کاری انجام می دهید که ما از آن ناتوانیم. و خداوند برای آنها معجزاتی قرارداد که بشر از آنها ناتوان است.

یکی از ایشان پس از تبلیغ و دعوت طوفان را آورد و همه ی طغیانگران و سرکشان و سرباز زنندگان را غرق نمود.

یکی از ایشان در آتش انداخته شد و آتش برایش سرد و سلامت و آسایش گردید.

و یکی از ایشان کسی بود که از میان سنگ خارا ماده شتری را برون آورد و از پستانش شیر روان کرد.

و یکی از ایشان فردی بود که برایش دریا شکافته شد و از میان سنگ چشمه ها برای او روان گردید و عصای خشک او اژدهایی شد که افسون آنها را بلعید.

و یکی از ایشان شخصی بودکه: کور و مبتلای به برص را بهبود بخشید و به اجازه ی خداوند مرده را زنده کرد و بدان چه که می خوردند و در خانه هایشان می اندوختند بدانان خبر می داد.

و یکی از ایشان فردی بود که برایش ماه بشکافت و چهارپایانی چون شتر و گرگ و ... با او سخن گفتند.

چون پیامبران این کارها را انجام دادند که خلق از انجام آن ناتوان بود و نتوانستند مانند آنها را بیاورند، از تقدیر خدای عزوجل لطفی که به بندگانش دارد و حکمتی که در کارهایش وجود دارد این بود که: پیغمبران خویش را با این قدرت و معجزاتی که دارند، گاهی آنان را چیره و غالب و گاهی شکست خورده و مغلوب، گاهی قاهر باشند و گاهی مقهور، که اگر خداوند آنها را در همه حال غالب و چیره قرار می داد و آنان گرفتاری نمی داشتند خواری نمی دیدند. مردم آنها را معبودهایی جز خدا قرار می دادند و فضیلت صبرشان بر بلا و محنت و امتحان شناخته نمی شد. ولی خدای عزوجل احوال آنها را در این باره چون دیگران قرار داد تا در حال محنت و گرفتاری شکیبایی ورزند و در حال عافیت و چیرگی بر دشمن شکر کنند و در هر حال فروتن باشند و گردن فرازی و تکبر نورزند و مردم بدانند که آنها هم معبودی دارند که او آفریننده و مدبر آنهاست. و او را بپرستند و از فرستادگانش فرمان برند و حجت خدا درباره کسانی که بدیشان از حد بندگی تجاوز می کنند، ثابت گردد و درباره ی کسانی که نسبت به بدیشان ادعای پروردگاری می کنند و یا سرپیچی کرده و مخالفت می ورزند و عصیانگری می کنند و منکر دستورات می شوند که پیامبران و فرستادگان آورده اند. بر آنان حجت تمام شود تا این که هر که نابود می شود از روی بینه و روشنی نابود و هر که زنده و هدایت می وشد از روی بینه و روشنی زنده و هدایت گردد.

محمد بن ابراهیم اسحاق گوید: فردا دوباره خدمت حسین بن روح رفتم و با خود می گفتم: آیا آن چه را که دیروز برای ما گفت از پیش خود بیان می داشت؟ که بدون پرسش به من رو کرد و گفت: ای محمد بن ابراهیم اگر از آسمان پرتاب شوم و مرا پرنده برُباید و باد مرا در دره ی عمیقی بیفکند برای من دوست داشتنی تر است از این که در دین خدا به نظر خودم و از پیش خودم چیزی بگویم، بلکه این گفتار من از اصل است و از حضرت حجت عجل الله تعالی فرجه الشّریف شنیده شده. ( کمال الدین ج2 باب ما خرج من التوقیعات، احنجاج ج2 ص 471 تا 473)

 


آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد