منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* شهادت امام حسن عسگری علیه السلام

* هجوم به خانه ی وحی و شهادت حضرت محسن

* پیشگویی از مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام

* شهادت امام رضا علیه السلام

* شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

* رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

* اربعین حسینی

* نقش حضرت رقیه در احیای امر امام زمانش حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام

* امام زمان عجل الله منتقم خون سیدالشهداء علیه السلام

* خطابه اهل بیت علیهم السلام

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب سلام الله علیها نبود...

یاری زینب یاری امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

تا روز عاشورا مبارزه با دشمنان اسلام به خصوص بنی امبه لعنت الله علیه که باعث از بین رفتن اسلام ناب محمدی صلی الله علیه و آله وسلم شده بودند، به دست مبارک سیدالشّهداء علیه السلام انجام گرفت اما از امروز به بعد ادامه ی مبارزه به دست با کفایت دختر اسدالله، قهرمان کربلا، آیینه ی تمام نمای فاطمه سلام الله علیها، حضرت زینب کبری سلام الله علیها در کنار و همراهی با حجت و امام زمان زین العابدین امام سجاد علیه السلام صورت می پذیرد و این زینب سلام الله علیها است که باید پشت امامش بایستد و آن مظلوم را در سفر معرفی کند و پیام عاشورا را به گوش عالم، چه در سال 61 هجری چه در آینده برساند و رسالتی را که از حسین علیه السلام در کربلا آن را به دوش گرفته بود به پایان برساند.

سیدالشهداء علیه السلام ضمن وصيّت نامه اي كه هنگام خروج از مدينه و در زمان وداع با برادرش محمّد بن حنفيّه براي وي نوشت، هدف از حركت خويش را چنين بازگو كرد: من نه از روي سرمستي و گستاخي و نه براي فساد و ستم گري حرکت کردم. بلكه تنها براي طلب اصلاح در امّت جدم حرکت کردم. مي خواهم امر به معروف و نهي از منكر كنم و به سيره ی جدم و پدرم علي بن ابي طالب علیه السلام  عمل كنم.(ابن‌اعثم كوفي، کتاب الفتوح، ج5، ص21؛ خوارزمي، مقتل‌الحسين، ج1، ص189 ـ 188؛ و نزديك به اين تعابير: ابوجعفر محمّد بن‌علي بن‌شهراشوب ، مناقب آل‌ابي‌طالب ، ج4، ص97)

در حقیقت این شیر دختر فاطمه سلام الله علیها و علی علیه السلام است که باید سکان دار کشتی نجات برادر باشد. و امام بعد از حسین علیه السلام  را محافظت و معرفی کند، چرا که اگر این نبود، حسین علیه السلام که نجات بخش کل عالم و سفینة النجاة است، و خروجش تنها برای نجات امت جدش رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم بوده، کارش ناتمام می ماند و در واقع کربلا در کربلا دفن شده و به فراموشی سپرده می شد و دیگر اثری از اهل بیت پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم باقی نمی ماند.

آری! این زینب سلام الله علیها بود که با تمام غم و اندوهی که در فراق یار و دلدارش و تنها بازمانده آل کساء داشت، صبر و شکیبایی کرد تا به ندای "هَل مِن ناصِرٍ یَنصُرنی" امام زمانش لبیک گوید و امام خویش را یاری دهد.

اجرای وصیت امام حسین علیه السلام توسط عقیله ی بنی هاشم زینب کبری سلام الله علیها:

امام حسین علیه السلام در وداع خود به اهل حرم این چنین فرمودند: صبر کنید و لباس های بلندی که همه ی بدن شما را بپوشاند در بر کنید و مستعد بلا و مصیبت باشید و بدانید که خداوند نگهدار و حامی شما ست...اینک شکایت نکنید و مطلبی بر زبان نرانید که از قدر و ارزش شما بکاهد.(چهره ی خونین حسین سید عبدالرزّاق مقرّم ص335 ودا علیه السلام دوم امام حسین علیه السلام)

و حال این زینب است با این مصیبت عظما که باید اقامه گر شعائر حسینی و احیا گر امر امامش باشد، زینب سلام الله علیها با قلبی تفتیده، دلی داغدار، چشمی اشک بار، جگری سوزان و قدی خم شده از داغ عزیزانش، فرمان امامش را اجابت کند که به او فرمود صبر کنید تا بتواند رسالت عاشورایی خویش را انجام دهد.

لذا وقتی ابن زیاد لعنت الله علیه به آن علیا مکرمه طعنه زده و می گوید: چگونه دیدی آنچه را خدا با برادر و خاندانت کرد!؟ حضرت می فرمایند: جز زیبایی چیز دیگری ندیدم...(لهوف سید بن طاووس ص101 انتارات آرام دل سال1387)

زینب و یاری اباعبدالله علیه السلام:

انگار زندگی و شهادت امام حسین علیه السلام با زندگی و اسارت حضرت زینب سلام الله علیها کامل می شود. آن دو هیچگاه از هم جدایی نداشته اند. در همه ی این سال های گذشته بیش از پنجاه سال با هم بودند. آن روز هایی که در کنار پنجره ی خانه شان می ایستادند تا پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم را ببینند و پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم آن ها را در آغوش بگیرد تا آن روز هایی که کنار مادرشان زهرا سلام الله علیها بودند وقتی آخرین لحظات زندگی را می گذراند. آنان کودکانی بودند که در دل شب همراه پدر و حسن و ام کلثوم، مادرشان فاطمه الزهرا سلام الله علیها را تشییع کردند و.... و تا به امروز...

آیت الله مطهری نوشته اند که: از عصر عاشورا زینب سلام الله علیها تجلی می کند. از آن به بعد به او واگذار شده بود. رئیس قافله اوست.(پیام آور عاشورا سید عطاءالله مهاجری ص226 انتارات اطلاعات سال1371 تهران)

زینب سلام الله علیها و یاری امام سجاد علیه السلام:

یکی از وظایف خطیر و پربهای حضرت زینب سلام الله علیها نگهداری و حفاظت از امام سجاد علیه السلام بود که بعد آقا اباعبدالله علیه السلام، امام زمانش بود. علامه شوشتری در مقتل خود چنین می گوید: آن مکرّمه حمایت کرده است نُه امام را. اولاً جناب سیّد السِاجدین علیه السلام را حمایت کرده که به حفظ او باقی ائمه علیهم السلام حفظ شدند و نُه امام محفوظ ماندند و ببینیند به چه کیفیت حمایت کرد حضرت صاحب الأمر عجل الله تعالی فرجه الشریف را.

و اولین بار در روز عاشورا بود که جان امام سجاد علیه السلام را حفظ نمودند: " در روز عاشورا وقتی لشگر ابن سعد لعنت الله علیه برای غارت گری به خیمه ها ریختند و خواستند امام سجاد علیه السلام را به قتل برسانند، حضرت زینب سلام الله علیها رو به دشمنان کرده و فرمودند: به خدا قسم نمی گذارم او را بکشید مگر اینکه اول مرا بکشید."(نفس المهموم شیخ عباس قمی ص176 ترجمه ی کمره ای انتشارات کتابچی سال 1373، طراز المذهب ص233، زینب کبری ص109)

ابن عبدربه در عقدالفرید در حدیث معروف که از زائده روایت شده است می گوید امام سجاد علیه السلام فرمودند: چون در دشت کربلا آنچه بایست به ما رسید؛ پدرم و همراهانش از فرزندان و برادران و دیگران کشته شدند و زنان و حرَمش را بر شتران بی حجاز رو به کوفه می بردند. من شهداء را نگریستم که روی خاک افتاده و کسی آن ها را دفن نکرده. سینه ام تنگ شد و به اندازه ای بر من سخت گذشت که نزدیک بود جانم برآید. عمه ام زینب کبری سلام الله علیها، دختر علی بن ابی طالب علیه السلام حالم را دانست و فرمود: ای یادگار جد و پدر و برادرانم! چرا با جان خود بازی می کنی؟ گفتم چگونه بی تابی نکنم و خود را از دست ندهم با آنکه می بینم آقای خود و برادران و لخت و عریان در میان بیابان ها افتاده اند؛ نه کفن شدند و نه به خاک سپرده شدند و نه کسی بر بالین آن ها رود و نه انسانی گرد آن ها گردد. گویا از نژاد ترک و دیلم باشند. حضرت زینب سلام الله علیها عرضه داشت: از آنچه بینی بی تابی مکن به خدا پدرت و جدّت از رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم سفارش تحمل این مصیبت را داشتند و خدا جمعی از این امت را که فرعون منشان این زمین آن ها را نشناسند و معروف اهل آسمان اند پیمان دارند که این تن های پاره پاره را جمع آوری کرده و به خاک بسپارند و بر سر قبر پدرت نشانه ای گذارند در زمین کربلا که تا همیشه باقی ماند و محو نشود و هرچه پیشوایان کفر و پیروان ضلالت و گمراهی در محو آن بکوشند، اثر روشن تر و کار روز به روز بدتر شود.(بحارالانوار ج45ص179و183، اعلام النسا ج8ص284)

و این دومین بار بود که حیات امام عصر خویش یعنی امام زین العابدین علیه السلام را از خطر نجات داد و او را تسلیت داد و از هر جهت خاطر او را آرام کرد (و او را یاری نمود).(نفس المهموم ص181)

در ارشاد آمده در مجلس ابن زیاد لعنت الله علیه، حضرت علی بن الحسین علیه السلام را نزد ابن زیاد آوردند. گفت تو کیستی؟ حضرت فرمودند: علی بن الحسین علیه السلام هستم. آن لعین گفت مگر علی بن الحسین را خدا نکشت؟ امام علیه السلام فرمود: من برادری داشتم به نام علی (اکبر) که مردم او را کشتند. ابن زیاد لعنت الله علیه گفت خدا او را کشت! امام علیه السلام فرمود: "اللهُ يَتَوَفَّى الْأَنفُسَ حِينَ مَوْتِهَا" وقت جان دادن، خدا هر جانی را قبض می کند.زمر42

ابن زیاد غضب کرد و گفت باز هم جرأت جواب مرا داری و در تو توان ردّ بر من مانده است؟ او را ببرید و گردن بزنید. حضرت زینب سلام الله علیها به او چسبید و فرمود: ای پسر زیاد! خون هایی که از ما ریختی برای تو بس است؛ و او را در آغوش کشید و فرمود: به خدا سوگند من از او جدا نشوم اگر می کشی مرا هم با او بکش. ابن زیاد لعنت الله علیه ساعتی به آن ها نگریست و گفت در رحم چه اسرار عجیبی است. به خدا سوگند گمان دارم دوست دارد او را با وی بکشم. او را بگذارید که من او را به درد خود گرفتار می بینم.(ارشاد محمد بن نعمان ج2ص121 ترجمه سید هاشم رسولی محلاتی انتشارات علمیه اسلامیه شیراز)

و این سومین بار بود که دختر علی بن ابی طالب زینب کبری سلام الله علیها، حجت خدا و امام زمان خویش امام سجاد علیه السلام را با فداکاری و شهامت عجیبی از دست ابن زیاد که بهانه برای قتل او می جست، نجات داد. و اینگونه باعث یاری امام خویش گردید و توانست اسباب رسوایی بنی امیه را فراهم سازد.

و چهارمین مورد در مجلس یزید بن معاویه لعنت الله علیه مجدّداً آن مخدّره، امام خویش را از قتل نجات داد و جان مبارک خود را سپر کرده و از امام زمان دفاع کرد: چون یزید بن معاویه لعنت الله علیه فرمان قتل علی بن الحسین علیه السلام را صادر کرد، وقتی می خواستند حضرت را بیرون ببرند، زینب سلام الله علیها پرسید تو را کجا می برند؟ حضرت پاسخ داد: می برند که به قتل برسانند. زینب بنت الحیدر سلام الله علیها فریاد سرداد و فرمود: ای یزید! آنچه خون ریزی کردی و کشتی کافی نیست؟ به خدا سوگند که او را اگر خواستی بکشی ما را نیز به قتل برسان.(طراز المذهب ص309)

لذا آن بانوی مکرّمه به تمام عالم هستی آموختند که چگونه باید در خدمت امام زمان بود و چگونه باید امام زمان را یاری داد و از جان خود گذشت. اگر زینب سلام الله علیها با آن اوج مصیبت هیچ عذری برای یاری امام معصوم و حجت خدا نداشت، پس تکلیف برای دیگر شیعیان اهل بیت مشخص است که باید در هرحالی و در هر شرایطی در خدمت امام زمان خود عجل الله تعالی فرجه الشریف باشند.

 

 


آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد