منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* شهادت امام حسن عسگری علیه السلام

* هجوم به خانه ی وحی و شهادت حضرت محسن

* پیشگویی از مظلومیت امیرالمومنین علیه السلام

* شهادت امام رضا علیه السلام

* شهادت کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه السلام

* رحلت پیامبر مکرم اسلام صلی الله علیه و آله و سلم

* اربعین حسینی

* نقش حضرت رقیه در احیای امر امام زمانش حضرت اباعبد الله الحسین علیه السلام

* امام زمان عجل الله منتقم خون سیدالشهداء علیه السلام

* خطابه اهل بیت علیهم السلام

مردم مانع لطف وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف

مردم مانع لطف وجود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف

در این عصر که عصر آخرالزمان نامیده شده و بسیاری از علائم آخرالزمانی که در روایات آمده اتفاق افتاده است  شاید سوال بسیاری از اذهان مردم این باشد که چرا ظهور امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف با این که بسیاری از علائم ظهور رخ داده باز هم اتفاق نمی افتد و چرا غیبت حضرتش انقدر طول کشیده است؟ خداوند منتظر چیست؟ چرا ظهور را نمی رساند؟ ما سعی کردیم در این جا به این سوالات پاسخ دهیم تا همه ما برای زمینه سازی ظهور پربرکتش باشیم:

اللهم عجل لولیک الفرج

بر اساس قاعده لطف که یک قاعده عقلى است، بر خداوند واجب است که از راه لطف و رحمت بر بندگان خود، پیامبران و اگر نه امامانى را در میان بندگان گسیل دارد تا راه و رسم صلاح و سعادت در معاد و معاش را به آنان بیاموزند و آنان را به مصالح و مفاسد اعمال زشت و زیباى خود آگاه و هوشیار سازد.

تمامی علمای شیعه بر این عقیده متفقند که وجود امام لطفی از جانب خدا و برای آن دلایل بسیار عقلی و نقلی دارند، یکی از آن علما،علامه مجلسی است که در بیان لطف بودن وجود امام می گوید: وجود امام لطف است زیرا بدیهی است که هرگاه مردم رهبری داشته باشند که ایشان را از فتنه و فساد و ظلم و ستم به یکدیگر و ارتکاب معاصی منع کند، و به طاعت و عبادات و انصاف و مروت، رهنمون سازد؛ البته امور مردم منظم گردیده و به صلاح نزدیک و از فساد دور خواهند شد.

در نتیجه، وجود چنین رهبرى، مصداق لطف خداوند در حق مکلفان است. این که عقلاى بشر نیز، پیوسته، به ضرورت وجود رهبر در جوامع انسانى اهتمام داشته اند، به دلیل همین تاثیر گذارى مهم و بى تردید رهبرى صالح و با کفایت در حاکمیت خیر و صلاح در جامعه ى بشرى بوده است.

فقیه بزرگوار و محقق عالی مقام  مرحوم علامه حلّی در شرح جمله خواجه نصیرالدین طوسی که گفته: وجود امام معصوم لطف است و زمامداری و تصرف او در امور، لطف دیگری است و عدم آن از ناحیه ی ما مردم است.

می نویسد: تمامیت و کامل شدن لطف امامت، به اموری بستگی دارد:

1-       آن چه مربوط به خداوند تبارک و تعالی است و آن آفرینش وجود امام است و دادن قدرت و علم به او و معرفی وی به نام و نسبش، که این را خداوند متعال انجام داده است.

2-       آن چه در رابطه با خود امام است و آن این است که امامت را بپذیرد و بر دوش کشد و امام نیز وظیفه اش را به انجام رسانده است.

3-        آن چه بر مردم واجب و لازم است و ان این است که به امام مساعدت نمایند، او را یاری کنند، دستوراتش را بپذیرند و فرمانش را اطاعت کنند، اما مردم در اجرای این مسئولیت کوتاهی کردند و وظایف خود را نسبت به امام، انجام ندادند، پس علت کامل نشدن لطف امامت از سوی مردم است نه از جانب خداوند تبارک و تعالی و نه از ناحیه ی خود امام. (شرح تجرید الاعتقاد ص 285)

روشن است که خداوند، لطف خود را شامل حال مردم می کند؛ زیرا در صورت عدم آن، نقض غرض حاصل می شود که قبیح است و قبایح هم از خداوند تبارک و تعالی سر نمی زند. امام هم معصوم و مصون از گناه و اشتباه است و قطعا به لطف واجب خود عمل می کند. پس این مردم هستند که به لطف واجب خود عمل نمی کنند، از اوامر و نواهی امام تبعیت نمی کنند و در نتیجه محرومیت از لطف نصیبشان می شود.

علامه سپس در ادامه مى فرماید: شرط اول (نصب امام) که بر خداى متعال لازم است انجام یافته، شرط دوم (قبول امامت) نیز محقق است؛ ولى در مورد شرط سوم که مربوط به امت است، باید گفت متأسفانه بسیارى از مردم در عصر امامان معصوم زیر بار امامت راستین نرفتند و امامان را تنها و بى یاور گذاشتند. بنابراین، عدم تمکن امام بر تصرفات در امور سیاسى اجتماعى و قضایى، به دلیل کوتاهى از ناحیه شخص امام نبوده، بلکه به دلیل تمرد و کوتاهى خلق بوده است.
بنابراین، چنین نیست که اگر نگذاشتند امام به تمامی وظایف امامت عمل کند، از لطف بودن ساقط باشد. زیرا درست است که امام، حکومت و زعامت و رهبری جامعه را نداشته و مردم از این حیث از وجود امام بهره نبرده اند، اما وجود امام نیز موضوعیت دارد و خود، لطف است. چرا که امام، حجت زمان است.(کشف المراد علامه حلی)

بنابراین اگر مردم به حسن اختیار، بار مسئولیت خود را به دوش کشند و از امام زمانشان، اطاعت و حمایت کنند، لطف امامت کامل گشته و حجت خدا، زمام امور جامعه را بدست می گیرد و ملت را به سعادت می رساند، همان طور که در فرمایشی خود امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشّریف خطاب به شیعیان می فرمایند: پس ما را از شیعیان پنهان نساخته مگر آن دسته از کردارشان که بر ما خوشایند نیست و از آنها توقع نداریم. ( احتجاج ج 2 ص  325 )

پس  اگر مردم بسوء اختیار، امام را واگذارند و دستوراتش را بکار نبندند، از کامل شدن لطف امامت، مانع شده، و زمام امور مملکت را به نااهلان و جاهلان سپرده، به انحراف و گمراهی دچار می شوند، و اگر به این مقدار هم قناعت نکرده بر قتل امام مصمم گردند، پس حجت خدا غائب می شود.

مولا علی علیه السلام بر منبر مسجد کوفه فرمودند: بدانید که زمین از حجت خدا خالی نمی ماند، اما خداوند، در اثر ظلم و ستم و اسراف بر نفس(گناهان) مردم، آنان را از دیدن او کور و محروم خواهد ساخت.(غیبت نعمانی، باب دهم، ص 141)

پس مسلم است وقتی جامعه، پذیرش حجت الهی را نداشته باشد و از فرمان او اطاعت نکند، حجت خدا خانه نشین می شود، و اگر در خانه راحتش نگذارند و قصد جانش کنند غایب می شود و به زندگی پنهانی پناه می برد تا وقتی که شرایط ظهورش محقق شود و مردم با جان و دل دستوراتش را اجرا کنند.

مرحوم سید مرتضی در رساله ی کوتاهی که پیرامون مسئله غیبت نگاشته درباره ی علت نهان زیستی حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشّریف می نویسد:

سبب و انگیزه ی پنهان شدن امام علیه السلام  آن است که ستمگران حضرت را تهدید به قتل کرده و از دخل و تصرف در اموری که زمامش دست آن حضرت است ممانعت نمودند. زیرا بهره ی کلی و نصیب کامل بردن از وجود امام، مشروط است به آن که، قدرت و تمکن داشته ، زمام امور در اختیارش باشد، دستوراتش اجرا گردد و مانعی در راه رسیدن به اهدافش وجود نداشته باشد.... (کلمات المحققین ص 532)

داستان غیبت امام زمان نیز، مانند داستان انبیای گذشته است. بسیاری از آنان، از جانب خداوند، برای اجرای حدود و ارشاد مردم و دیگر وظایف، فرستاده شدند، ولی با این حال به خاطر ممانعت منع کنندگان، نتوانستند در امور تصرف لازم را داشته باشند. نیز پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  در مکه مکرمه، به نبوت بر انگیخته شد، ولی قبل از هجرت، در اثر مخالفت مخالفین اسلام نتوانست در امور تصرف کند و حتی پس از هجرت هم در اثر وجود موانع نتوانست نسبت به نقاط دوردست، نقش کامل خود را ایفا کند، ولی بر خداوند واجب است که با تمام احوال و شرایط با وجود پیامبر یا امام، حجت خود را بر مردم تمام کند تا مردم نگویند: «خدایا! چرا رسولی برای ما نفرستادی تا از آیات تو تبعیت کنیم.

با توجه به مطالب فوق روشن است که تنها خود ما مانع لطف وجود پربرکت امام و حجت زمان خود هستیم، هر کس به سهم خویش و تا زمانی که موانع را کنار نزنیم از وجود نازنین و سراسر لطفش محروم خواهیم ماند و روز به روز در تاریکی ها غرق شده و راه پرنور ائمه اطهار علیه السلام  را گم می کنیم، چرا که هر راهی به جز راه اهل بیت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم جز بیراهه و گمراهی نیست.

همه ی ما در غیبت آن حضرت سهیم هستیم هر کس با گناه و نافرمانی خویش از امامش، وگرنه رحمت الواسعه بودن امام به گونه ی است که به همه عالم نظر لطف می فرماید.

از امروز بیاییم به این فکر کنیم و راه حلی برایش پیدا کنیم که چه موانعی از سمت ما جلوی ظهور آن حضرت را گرفته؟ کدام مانع سخت تر و بزرگ تر است؟ چگونه می توانیم ان را کنار بگذاریم؟ کارهای ما هر کدام چقدر ظهورش را به تعویق می اندازد؟ چقدر غیبتش را طولانی تر می کند؟ تا کی می خواهیم از وجود مطهرش بی نصیب باشیم؟

راستی چرا ما امام خود نمی خواهیم؟

چرا در این ایام که قلب او سراسر از غم حسین علیه السلام  خونبار است؛ او را از خدا طلب نمی کنیم و از این مظلومیت رهایی نمی بخشیم؟

آیا می خواهیم عاشورایی دیگر برای امام زمان خود رقم زنیم؟


آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد