منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* ولادت حضرت معصومه سلام الله علیها

* حدیث سلسلة الذهب

* شهادت امام جعفـر صادق علیه السّلام

* توحید امام صادق علیه السلام

* ناتوانی بشر از معرفت امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف

* برنامه های مهدی فاطمه عجل الله تعالی فرجه الشّریف در دوران ظهور

* هفت جواب به حدیث جعلی ابوبکر و عمر درباره خلافت

* توصیه های حضرت حجه بن الحسن عجل الله تعالی فرجه الشّریف به شیعیان

حضرت مهدی عجل الله در صحاح سته

حضرت مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف در صحاح سته:

·          حتمى بودن خروج حضرت مهدی عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف؛

اينكه مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف خواهد آمد امرى است كه شيعه و سنّى بر آن اتّفاق دارند و حتّى غير مسلمانان نيز در كتاب هايشان مژده يك نجات دهنده را در آخرالزّمان به پيروانشان داده اند. به عنوان نمونه:

در تورات ، اشعياى نبى ، فصل 11 آمده است: "... سكينان را به عدالت داورى خواهد كرد و به جهت مظلومان زمين به راستى حكم خواهد كرد . . . گرگ با برّه سكونت خواهد كرد و پلنگ با بزغاله خواهد خوابيد و گوساله و شير پروارى با هم ، و طفل كوچك آن ها را خواهد راند . . . در تمامى كوه مقدّس من ضرر و فسادى نخواهند كرد. زيرا كه جهان از معرفت خداوند پر خواهد شد.

در عهد عتيق، كتاب مزامير، مزمور37 چنين آمده است: " زيرا كه شريران منقطع خواهند شد و امّا منتظران وارث زمين خواهند شد . هان! بعد از اندك زمانى شرير نخواهد بود . در مكانش تأمّل خواهى كرد و نخواهد بود ، و امّا حليمان وارث زمين خواهند شد... و ميراث آن ها خواهد بود تا أبدالآباد."

" وَلَقَدْ كَتَبْنَا فِي الزَّبُورِ مِن بَعْدِ الذِّكْرِ أَنَّ الْأَرْضَ يَرِثُهَا عِبَادِيَ الصَّالِحُونَ " و در حقيقت در زبور پس از تورات نوشتيم كه زمين را بندگان شايسته ی ما به ارث خواهند برد .انبیاء105

حال يكبار ديگر متن زبور را كه در اين نوشتار آورديم بخوانيد و با اين آيه مقايسه كنيد و ببينيد كه چگونه خداوند اين قسمت از زبور را محفوظ نگه داشت تا آيندگان بدانند كه حكومت زمين سرانجام به دست انسان هاى شايسته خواهد افتاد و سرنوشت افراد شرور و ظالم جز نابودى نيست.

در انجيل لوقا ، فصل12  آمده است: " کمر خود را بسته ، چراغ هاى خود را افروخته بداريد، و شما مانند كسانى باشيد كه انتظار آقاى خود را مى كشند كه چه وقت از عروسى مراجعت كند ، تا هر وقت آيد و در را بكوبد بى درنگ براى او باز كنند . خوشابه حال آن غلامان كه آقاى ايشان چون آيد ايشان را بيدار يابد . پس شما نيز مستعدّ باشيد ، زيرا در ساعتى كه گمان نمى بريد پسر انسان مى آيد.

بر خوانندگان محترم مخفى نيست كه معناى عبارت انجيل لوقا، همان انتظار فرج است كه از نظر شيعه منتظر واقعى ظهور امام زمان عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف مانند كسى است كه منتظر آمدن مهمان عزيزى است كه قبلاً خانه راتميز كرده و غذا را آماده مى كند. او نيز خانه ی دل را از آلايش هاى مادّى تميز كرده و از گناهان مى پرهيزد . معروف را دوست دارد و بدان امر مى كند و از منكر بيزار است (نه بى تفاوت) و از آن نهى مى نمايد و چون منتظر نابودى ظلم است به اندازه توانش با آن مى ستيزد . ياور حقّ و عدل و دشمن باطل و جور است . اين است معناى انتظار فرج كه در روايات اهل بيت عَلیهِم السَّلام آن را افضل عبادات شمرده اند.

رسول گرامى اسلام صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم فرمودند: افضل العبادة انتظار الفرج.(سنن ترمزی ج5 ص528 - كتاب الدعوات ، باب 116 - فى انتظار الفرج و غير ذلك ، ح 3571)

امّا قطعاً آن ها از اين روايت آن طور كه شيعه معنى مى كند برداشت نمى كنند.

صاحبان صحاح نيز در مورد حتمى بودن خروج امام عصر عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف رواياتى از رسول اکرم صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم نقل كرده اند كه ذيلاً مى آید:

1.       اگر از عمر دنيا بيش از يك روز نمانده باشد خداوند آن روز را طولانى مى كند تا آنكه مردى از اهل بيتم مبعوث شود كه اسم او اسم من است . او زمين را از قسط و عدل پر مى كند همان گونه كه از ظلم و جور پر شد.(سنن ترمذى ، ج4 ص 438 - كتاب الفتن ، باب 52 ما جاء فى المهدى ، ح 2231 ؛ سنن ابى داود ، ج4 ص106 - كتاب المهدى ، ح 4282 (مختصراً) و 4283)

2.        دنيا به پايان نمى رسد تا آنكه مردى از اهل بيتم بر عرب حكومت كند كه اسم او اسم من است.(سنن ترمذى ، ج4 ح 2230(

3.       اگر از عمر روزگار فقط يك روز مانده باشد خداوند مردى از اهل بيتم را مبعوث مى كند كه زمين را پر از عدل كند همان گونه كه پر از ستم شد.(سنن ابى داود ، كتاب المهدى ، همان)

روایات فوق نشان می دهند که خروج مردى از اهل بيت پيامبر صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم حتمى است.

·         مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف از اهل بيت پیامبر صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم است؛

روايات قسمت اوّل اين فصل با صراحت بیان می دارد که امام عصر روحی و ارواح العالَمین لَهُ الفِداه از اهل بيت رسول خدا صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم مى باشد . حال به روايات ديگرى كه آن حضرت را از اهل بيت مى داند نگاهى مى افكنيم:

1.       رسول گرامى اسلام صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم فرمودند: مهدى از ما اهل بيت است. (سنن ابن ماجه ، ج2 ص1367 - كتاب الفتن ، باب خروج المهدى (34) ح 4085)

2.       پیامبر اكرم صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم فرموده است: همانا اهل بيت من بعد از من سختي ها ديده و از وطن رانده مى شوند . تا آنكه قومى از ناحيه مشرق پيدا مى شوند كه با آن ها پرچم هاى سياه است و طلب خير (و حقّ) مى كنند و به آن ها داده نمى شود . آنان مى جنگند و آنچه را كه خواستند به آن ها مى دهند و نمى پذيرند تا آنكه آن (حكومت) را به مردى از اهل بيتم (يعنى حضرت مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف) مى دهند و او آن (يعنى زمين) را پر از قسط و عدل مى كند همان گونه كه ديگران آن را پر از ظلم و جور كردند . پس هر كه آن زمان را درك كرد به طرف آن ها برود ولو چهار دست و پا بر روى برف و يخ.(همان ، ص1366 ، ح 4082)

روايت فوق به همين مضمون و يا مشابه آن در مصادر شيعه نيز نقل شده است.

·          مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف از فرزندان حضرت فاطمه الزهرا سَلام الله عَلیها است؛

امّ سلمه از رسول خدا صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم نقل كرده است که فرمودند: مهدى از عترت من و از فرزندان فاطمه است.(سنن ابى داود ، كتاب المهدى ، ح 4284)

حال با توجّه به آنچه كه گذشت و فهميديم كه صاحبان صحاح (از جمله ابن ماجه) پذيرفتند كه اوّلاً مهدى از اهل بيت رسول خدا صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم بوده و ثانياً از فرزندان حضرت فاطمه زهرا سَلام الله عَلیها مى باشد.

·         زمينه سازان حكومت حضرت مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف؛

رسول گرامى اسلام صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم فرموده اند: مردمى از مشرق خروج مى كنند و زمينه را براى  (حکومت) مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف فراهم مى كنند.(همان ص1368 - باب خروج المهدى ، ح 4088(

امیرالمؤمنین علی عَلیهِ السَّلام از رسول اکرم صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم روايت مى كند كه فرمودند: مردى از آن طرف رود (شايد از رود، دجله يا فرات باشد) خروج مى كند كه به او «حارث بن حرّاث» گويند . پيشرو لشگرش مردى است به نام «منصور» كه زمينه را براى حكومت آل محمّد صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم فراهم مى كند همان گونه كه قريش براى رسول خدا صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم كردند. بر هر مؤمنى واجب است او را يارى كند.(سنن ابى داود ، كتاب المهدى ، ح 4290)

·         نزول حضرت عيسى و امامت حضرت مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف؛

رسول گرامى اسلام صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم مى فرمايند: چگونه خواهيد بود آنگاه كه پسر مريم در ميان شما بيايد و امام شما از شما باشد!(صحيح بخارى ، ج4 ص205 - كتاب بدء الخلق ، باب نزول عيسى بن مريم؛ صحيح مسلم ، ج1 ص 136 - كتاب الايمان ، باب 71 ، ح 244)

اين روايت را ابن ماجه نيز اندكى مفصّل تر در ضمن حديثى طولانى كه تقريباً 4 صفحه از كتاب را به خود اختصاص داده نقل كرده است: سپس عيسى بن مريم نازل مى شود . امير آن ها به او مى گويد بيا و براى ما نماز بخوان (يعنى بعنوان امام جماعت) او مى گويد خير ، همانا بعض از شما بر بعض ديگر امير مى باشيد به خاطر اين كه خداوند اين امّت را گرامى داشته است.(سنن ابن ماجه ج2 ص1361 - كتاب الفتن باب 33 ، ح 4077)

اين دو حديث به خوبى نشان مى دهد كه هنگام نزول عيسى بن مريم، امام او كسى ديگر است كه با توجّه به روايات گذشته او جز حضرت مهدى صاحب الزّمان عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف نيست.

از آنجا كه از روايات گذشته فهميديم كه برنامه ی اصلى حضرت مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف پركردن زمين از عدل و داد است ، لذا لازم است آن حضرت داراى حكومتى مقتدر و كارگزارانى صالح باشد و اين امرى است كه تقريباً همه ی فِرق مسلمين بدان اعتقاد دارند.

·         خسف بيداء؛

از روايات اهل بيت عَلیهِم السَّلام چنين مى فهميم كه دو دسته نشانه براى ظهور امام زمان روحی و ارواح العالَمین لَهُ الفِداه به وقوع خواهد پيوست . دسته اوّل نشانه هاى عامّى كه تا اين زمان مى توان ادّعا كرد همه ی آن ها به وقوع پيوسته است . دسته دوم معروف است به علائم حتميّه ی ظهور و آن پنج علامت است:1_ خروج سفيانى، 2_ صيحه ی آسمانى، 3_ كشته شدن نفس زكيّه، 4_ خسف بيداء، 5_ خروج يمانى.

تعبير پنج نشانه فوق به علائم حتميّه ، از خود روايات اتّخاذ شده است. اهل سنّت مسأله ی خروج سفيانى و خسف بيداء را در روايات خويش نقل كرده اند.

در فصل بعد كه گفتار بعضی از دانشمندان اهل سنّت را مى خوانيم از خروج سفيانى نيز سخن خواهيم گفت .

در صحاح ستّه آمدن لشگرى از شام (لشگر سفيانى) و فرو رفتن آن ها بين مكّه و مدينه (خسف بيداء) نقل شده است كه ذيلاً اقوال آن ها مى آيد که همه ی اين روايت ها از پيامبر اكرم صَلّی الله عَلیهِ وَ آلهِ و سَلّم مى باشد:

بخارى مى گوید: لشگرى به جنگ كعبه مى آيد (قصد كعبه مى كنند) و چون به زمين بى آب و علفى (بيابان يا بيداء) رسيدند در زمين فرو مى روند.

مسلم مى نويسد: يك نفر به خانه ی خدا پناه مى برد و لشگرى به طرف او مى رود كه در بيابانى فرو مى روند . او در حديث بعد ، از قول ابوجعفر مى نويسد كه قسم خورد آن بيابان در اطراف مدينه است.

ترمذى مى نويسد: مردم از نبرد با اين بيت دست بر نمى دارند تا آنكه گروهى به نبرد مى آيند و چون به بيابانى رسيدند همه آنها در زمين فرو مى روند.

ابن ماجه نيز شبيه آنچه كه ترمذى گفته ، نقل نموده است.

ابوداود اندكى آن را شكافته و چنين روايت مى كند: هنگامى كه خليفه اى مرد ، اختلافى پديد مى آيد . مردى از اهل مدينه به مكّه مى گريزد . مردمى از اهل مكّه نزد او رفته و با او بين ركن و مقام بيعت مى كنند (در اينجا ابوداود مى نويسد كه آن مرد با اكراه قبول مى كند و اين مطلب نمى تواند صحيح باشد) . لشگرى از شام به سوى او مى رود كه در بيابان بين مكّه و مدينه در زمين فرو مى روند . چون مردم چنين ديدند برگزيدگانى از شام و گروهى از عراق مى آيند و با او بين ركن و مقام بيعت مى كنند... او اموال را (عادلانه) تقسيم مى كند و به سنّت پيامبر رفتار مى كند ...

حاكم در مستدرك روايت ابوداود را اينگونه نقل مى كند: با مردى از امّتم بين ركن و مقام به عدد اهل بدر (يعنى 313 نفر) بيعت مى شود و از عراق و شام نيز گروهى به كمك مى آيند . پس از آن لشگرى از شام (به جنگ با او) مى روند و چون به بيداء رسيدند در زمين فرو مى روند.

چنانچه ملاحظه مى فرماييد در هيچكدام از روايات فوق اسمى از سفيانى نيست و نيز ننوشته اند كه آن كس كه با او بين ركن و مقام بيعت مى شود كيست . امّا از اينكه ابوداود آن را در كتاب المهدى آورده معلوم مى شود آن مرد حضرت مهدى عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف است.

حاكم در مستدرك روايت ديگرى دارد كه نام سفيانى و فرو رفتن او و لشگرش را در بيابان ذكر مى كند . روايت چنين است: مردى (به نام سفيانى) از دمشق خروج مى كند و . . . مردى از اهل بيتم (نيز) خروج مى كند . خبر به سفيانى مى رسد . او با لشگرى به سوى او مى رود . . . تا به بيابانى مى رسند و در آنجا فرو مى روند و جز يك نفر كه خبر آن را مى آورد كسى نجات نمى يابد.(صحيح بخارى ، ج3 ص86 - ؛ كتاب البيوع ، باب ما ذكر فى الاسواق .صحيح مسلم ، ج4 ص10 - 2208 ، كتاب الفتن و اشراط السّاعة ، باب الخسف بالجيش الذى يؤمّ البيت ، ح8 - 4 .؛ سنن ترمذى ، ج4 ص415 - كتاب الفتن ، باب21 ما جاء فى الخسف ح 2184؛ سنن ابن ماجه ، ج2 ص51 - 1350 ، كتاب الفتن ، باب 30 جيش البيداء ، ح 5 - 4063 ؛ سنن ابى داود ، كتاب المهدى ، ح4286 .؛ مستدرك حاكم ، ج4 ص478 ح 8328 و ص565 ح8586 .)

از بسيارى از روايات فريقين (شيعه و سنّى) چنين بر مى آيد كه سفيانى در لشگرى كه به سوى «مردى از اهل بيت» - كه همان مهدى موعود عَجّل الله تَعالی فَرَجهُ الشّریف مى باشد - مى فرستد ، خود در آن لشگر نيست و لذا روايت اخير مستدرك ، كه سفيانى را هم جزء كسانى مى داند كه در لشگر مزبور بوده و به زمين فرو مى روند ، نمى تواند صحيح باشد .



آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد