منوی اصلی
Skip Navigation Links

تازه ترین ارسال ها
* حقیقت مقام راس الحسین

* شهادت جانسوز حضرت زین العابدین امام سجاد علیه السلام

* روایت عاشورا

* امام زمان عجل الله منتقم خون سیدالشهداء علیه السلام

* علل قیام سیدالشهداءعلیه السلام

* شهادت سفیرالحسین علیه السلام مسلم بن عقیل

* علل قیام سیدا الشهداء علیه السلام

* فلسفه و علت عزاداری بر امام حسین علیه السلام

* ولادت امام موسی کاظم علیه السلام

* آیات مربوط به ولایت امیرالمومنین علی علیه السلام

* واقعه غدیر

* غدیر بیعت با مهدی علیه السلام

روزشمار عید اکمال دین و اتمام نعمت

17ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

1 روز تا عید غدیر خم

کاروان بزرگ غدیر به همراهی وجود مقدس پنج نور پاک، پیامبراکرم، امیرالمومنین، حضرت زهرا، امام حسن و امام حسین علیهم السلام که این کاروان را برافلاکیان شرف بخشیده اند، پس از گذشتن از"عسفان" به منطقه " قدید " رسیده و اینک تا

"حجفه" که " غدیر خم" کنار آن واقع است، راهی نمانده است.

آنچه در غدیر برای مردم بیان شد، بزرگترین پیام اسلام، یعنی ولایت اهل بیت علیهم السلام بود. همانند بسیاری از موارد که برای اتمام حجت معجزه ای از سوی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم صورت می گرفت تا موجب اطمینان قلوب آن مردم و نسل های آینده تاریخ باشد، درغدیر، خداوند در حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم خود مستقیماً معجزه نشان داد و امضای الهی را بر خط  پایان غدیر ثبت کرد.

16ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

2 روز تا عید غدیر خم

قافله عظیم غدیر همچنان در حرکت است . قافله  از"مرالظهران"  گذشته و به آبادی بعدی یعنی "عسفان" رسیده و تا مکان غدیر و روز موعود  راهی باقی نیست، روزی که خداوند مقدر داشته تا رسولش، ولایت امیرالمومنین علیه السلام  را بر مردم ابلاغ کند و با مسلمانان اتمام حجت کرده، او را پس از خود مولای آنان قرار دهد، چرا که چند روزی بیشتر از عمر مبارکش نمانده و این در حالی است که خداوند هیچگاه زمینش را بدون حجت باقی نمی گذارد و ائمه علیهم السلام هستند که بعد از پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم  هادی مردم می شوند .

مسلمانان به یاد دارند آن زمان را که آیه " انما انت منذرٌ لکل قوم هاد. " رعد 7 نازل شد و خداوند به رسول گرامی فرمود : فقط تو بیم دهنده و برای هر گروه هدایتگر هستی .

پس حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم دست مبارک را بر سینه خود نهاد و فرمود:" انا المنذر" و آنگاه دست بر سینه علی علیه السلام  گذارد و فرمود:" انت الهادی و بک یهتدی المهتدون."

"من بیم دهنده هستم، و تو هدایت کننده هستی که به وسیله تو انسان ها هدایت می شوند." ( ینابیع المودة، آخر باب 26(

15ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

3 روز تا عید غدیر خم

کاروانیان پس از خروج از مکه به منطقه "سیرف" رسیدند و از آنجا تا " مرالظهران " آمدند. هنوز تا " غدیر خم" چند منزل دیگر باقی است.

انتخاب منطقه "غدیر" از چند جهت قابل توجه است:

اول این که در راه بازگشت از مکه، این محل کمی قبل از محل افتراق کاروان ها و تقاطع مسیرها است.

دوم این که در آینده که کاروان های حج در راه رفت و برگشت از این مسیر عبور می کنند، با رسیدن به وادی غدیر و نماز در مسجد پیامبر، تجدید خاطره و بیعتی با این زیربنای اعتقادی خود نمایند و یاد آن در دل ها احیاء گردد.

سوم این که"غدیر" محلی بسیار مناسب برای برنامه سه روزه پیامبر و ایراد خطبه برای آن جمعیت انبوه به منطقه "غدیر خم"، بیابانی باز و وسیع درمسیر سیلاب وادی" حجفه" بود. این سیلاب از مشرق به مغرب جاری می شد و پس از عبور ازغدیر به حجفه می رسید و سپس تا دریای سرخ ادامه پیدا می کرد و سیل های سالیانه را به دریا می ریخت.

در این مسیر آبگیرهای طبیعی به وجود آمده بود که پس از عبور سیل، آب های باقی مانده در آنها جمع می شد و به عنوان ذخایر آبی شناخته می شدند و به آنها اصطلاحاً "غدیر" می گفتند. در مناطق مختلف، غدیرهای زیادی در مسیرسیل ها وجود داشت که با نامگذاری از یکدیگر شناخته می شدند. این غدیر هم برای شناخته شدن ازغدیرهای دیگر، به نام "غدیر خم" نامگذاری شده بود. کنار این آبگیر پنج درخت سرسبز و کهنسال از نوعی درخت  شبیه درخت چنار، که درخت خاص صحراها است وجود داشت . این پنج درخت، سایبانی مناسب برای مسافران خسته بودند.

در نهایت این بیابان وسیع، به عنوان بهترین مکان برای مراسم سه روزه غدیر انتخاب گردید و جایگاه سخنرانی، زیر همان درختان در نظر گرفته شد که هم مشرف به بیابان و محل تجمع مخاطبین و هم سایبان مناسبی برای ایراد خطابه بود.

14ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

4 روز تا عید غدیر خم

چون رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بعد از حجه الوداع آهنگ مدینه فرمود، جبرئیل فرود آمد و فرمان آورد که ای محمد رسالت را به کمال رساندی و اکنون وقت آن است که آن را جهانی کنی و اسرار ربوبیت و ودایع الوهیت را به علی علیه السلام  که نفس نفیس توست تسلیم کنی و بیعت او را بر ذمه ی تمام مسلمین واجب کنی.

پس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم علی علیه السلام  را حاضر ساخت و بیگانگان را از مجلس خالی کرد و او را از خزائن اسرار الهی آگاه کرد. اما برملا کردن  این کار این امر را به تاخیر می انداخت چون می دانست پذیرفتن این امر بر منافقین دشوار است.

 عایشه از این سرّ بوی برد و بر وی بسیار ناگوار بود پس به نزد پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آمد و برای کشف این سر اصرار فراوانی کرد، پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: ای عایشه اگر از این قصه که من با علی علیه السلام  در خلوت گفتم کسی را آگاه کنی، بدون اجازه ی من این کار را کرده ای و از جمله ی کافران خواهی بود، اما سینه ی عایشه از حمل این راز تنگی کرد و حفصه دختر عمر را آگاه کرد، و همچنین حفصه عمر را و عمر ابوبکر را آگاه کرد و اندک اندک ابوعبیده ی جراح و عبدالرحمن بن عوف و جمعی دیگر آگاه شدند.

پس با هم قرار گذاشتند که به وجود مبارک پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم گزندی برسانند و در عقبه ی هرشی ( گردنه ای است در راه مکه نزدیک جحفه) به کمین بنشینند چنان که در غزوه ی تبوک این کار را کردند.

بالجمله دشمنان پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم از قریش و طلقا و منافقین انصار جمع شدند و در قتل پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم همداستان شدند که آن حضرت را با سم مسموم کنند و اگر موفق نشدند به مکر و خدعه شهیدش کنند یا در عقبه ی هرشی ناقه ی آن حضرت را برمانند تا از کوه آن حضرت را بیاندازد. که ایشان چهارده نفر بودند که حذیفه نقل کرده است که 9 تن از مردم قریش بودند: اول: ابوبکر، دوم: عمر بن الخطاب، سوم: عثمان بن عفان، چهارم: طلحه، پنجم: عبدالرحمن بن عوف، ششم: سعد بن ابی وقاص ، هفتم: ابوعبیده بن الجراح، هشتم: معاویه بن ابوسفیان، نهم: عمرو بن العاص و غیر از قریش 5 تن دیگر بودند. اول: ابوموسی اشعری، دوم: مغیره بن شعبه، سوم: اوس بن حدثان، چهارم : ابوهریره، پنجم: ابوطلحه  انصاری.

چون پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم می دانست که عایشه از این راز پرده برداشته او را حاضر کرد و مخاطب ساخت و فرمود: راز مرا پرده برداشتی و خدا به کیفر عملت خواهد رساند. و به جانب مدینه شتاب گرفت تا به موضع کراع غمیم ( موضعی است بین مکه و مدینه) رسید.

آن هنگام جبرئیل فرود آمد و این آیه نازل شد:

فَلَعَلَّكَ تَارِكٌ بَعْضَ مَا يُوحَى إِلَيْكَ وَضَآئِقٌ بِهِ صَدْرُكَ أَن يَقُولُواْ لَوْلاَ أُنزِلَ عَلَيْهِ كَنزٌ أَوْ جَاء مَعَهُ مَلَكٌ إِنَّمَا أَنتَ نَذِيرٌ وَاللّهُ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ وَكِيلٌ. و مبادا تو برخى از آنچه را كه به سويت وحى مى‏شود ترك گويى و سينه‏ ات بدان تنگ گردد كه مى‏گويند چرا گنجى بر او فرو فرستاده نشده يا فرشته‏اى با او نيامده است تو فقط هشداردهنده‏اى و خدا بر هر چيزى نگهبان است. هود 12

( ناسخ التواریخ – وقایع سال دهم هجری ص1599)

در این روز مکه با میهمان عزیز خود، پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم برای همیشه وداع کرد. به دستور الهی، حاجیان به حرکت در آمدند و سیل جمعیت که بیش از صد و بیست هزار نفر بود، به همراه حضرت، سفر پنج روزه تا غدیر را آغاز نمودند . حتی پنج هزار نفر از اهل مکه و دوازده هزار نفر از اهل یمن - در جهتی مخالف مسیر دیار خود -  برای درک مراسم غدیر همراه حضرت آمدند .

بر اساس فرمان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، حاجیان در مکه باقی نماندند و همه به قصد حضور در بزرگترین همایش تاریخی اسلام عازم میعادگاه غدیر شدند.

زمان ابلاغ آخرین رسالت نبوی هر لحظه نزدیک تر می شود و پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم همچنان در اندیشه  سرانجام این رسالت است. در این که امیرالمومنین علیه السلام  تنها فرد شایسته برای جانشینی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است، دوست و دشمن شک ندارد، چرا که او اولین مسلمان و اولین نمازگزار در پشت سر پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم  است و در دعوت نزدیکان و انذار "عشیره اقربین"  اوست که  برادر، وصی و جانشین پیامبر می شود، در" لیلة المبیت"، اوست که جان فدای نبوت می کند، در بدر اوست که کمر شرک را می شکند،  احد سرود " لافتی الاعلی،لا سیف الا ذوالفقار" برایش می سراید،  خیبر را او فاتح است و در قرآن کریم آیه هایی از فضایل و مناقب  او  موج می زند و این همه را رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بهتر از هر کسی می داند.

13ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

5 روز تا عید غدیر خم 

آخرین ساعات حضور پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در مکه است و به زودی کاروان حجاج به قصد بازگشت به دیار خویش حرکت خواهد کرد . امروز نیز افتخاری دیگر برای حضرت علی علیه السلام  به همراه دارد. آری، امروز است که جبرئیل بر پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل می گردد و از جانب پروردگار، مدال و عنوان زیبای ، " امیرالمومنین" را اختصاصاً برای علی بن ابیطالب علیه السلام به همراه می آورد . پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم نیز دستور می دهند تا یکایک یارانشان" ابوتراب" را ملاقات کنند و ایشان را با عنوان امیرالمومنین خطاب کرده ، چنین سلام نمایند:

" السلام علیک یا امیرالمومنین "

این فرمان پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم بعضی از صحابه را خوش نیامده و به عنوان اعتراض به ایشان عرض می کنند : " آیا این عنوان، عنوانی از سوی خداوند و رسول او است؟ " حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم آزرده خاطر و غضبناک می فرمایند:" حقی است از طرف خدا و رسولش، و خداوند این دستور را به من داده است."

به راستی این چنین مسلمانانی در فرداهای نزدیک چگونه سر تسلیم در برابر فرمان پروردگار فرود خواهند آورد؟

و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم ، در اندیشه  سرانجام آخرین رسالت خود یعنی تعیین جانشین است که به امر پروردگار در راه مدینه صورت خواهد گرفت .

12ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

6 روز تا عید غدیر خم

امروز آخرین روز توقف در منا است و آخرین مراحل حج در حجة الوداع  به پایان خواهد رسید .

پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم  امروز یکی از تکالیف مهم خود را در این سفر که آموزش عملی اعمال و مناسک حج ابراهیمی به مسلمین است، تمام و کمال به پایان رسانیدند و درهر مورد واجبات و مستحبات آن را برای مردم بیان فرمودند و بدین ترتیب اعمال حج به پایان رسید .

پس از پایان مراسم حج، دستور الهی بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  چنین نازل شد:

" نوبت تو به پایان رسیده و روزگارت کامل شده است. اسم اعظم و آثار علم و میراث انبیاء را به علی بن ابیطالب علیه السلام  بسپار که او اولین مؤمن است. من زمین را بدون عالمی که اطاعت من و ولایتم با او شناخته شود و حجت بعد از پیامبرم باشد، رها نخواهم کرد . "

11ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

7 روز تا عید غدیر خم

این روز، روز ستیز با شیطان است .پیامبرخدا صلی الله علیه و آله و سلم و یارانش پس از انجام اعمال در منا، شب را در همان جا بیتوته کردند و اینک به رمی جمرات سه گانه، به نشانه نفرت از شیطان مشغولند.

10ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

8روز تا عید غدیر خم

روز قربان، روزی پر خاطره است . روزی که بوی بندگی خالص ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام را می دهد . روزی که قرنها پیش پدر و پسری ، سرافراز از امتحانی بزرگ ، مدال افتخار به سینه آویختند و عید بزرگ اضحی و آیین ذبح قربانی، با ایثار آنان و هدیه بهشتی جبرئیل به یادگار ماند.

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این روز تا آفتاب سر کشید از مشعر الحرام راه برگرفت و لختی شتر خویش را به عجله و شتاب براند تا به جمره رسید، پس رمی جمرات نمود و هفت سنگ بینداخت و با هر سنگی تکبیر گفت. آن گاه فرمود: ای مردم، فرمان اولوالامر و والی حقیق خود را بپذیرید چنان که شما را به کتاب خدا خواند و مناسک حج را از من نیکو فراگیرید که از این پس من حج بجا نمی آورم و مردم را از خروج دجال و شمایل او نیز خبر داد و بیم فرمود.

و از آن جا به منحر آمد و قربانی کردن را شروع نمود. که شترانی که پیغمبر آورده بود و همراه با شترانی که مولا علی علیه السلام  از یمن آورده بود مجموعا صد شتر شد. و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قربانی های خود را کشت و مولا علی علیه السلام  را هم در آن شریک نمود. ( تاریخ طبری ج4ص 1275 و 1276) پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به دست مبارک 63 شتر را نحر کرد که با سال های عمر مبارکش برابر باشد، و بقیه را فرمان داد که مولا علی علیه السلام  نحر کنند. آن گاه معمر بن عبدالله سر مبارکش را بتراشید و موی سر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در میان ازواج و اصحاب پخش کرد تا به تیمن نگه دارند. پس از آن پیامبر پیروان خویش را مخاطب قرار داده و فرمود: " چند صباحی بیش ، از عمر من باقی نمانده و در فردای روزگار اگر نباشم، این برادرم علی علیه السلام است که در مقابل متخلفین خواهد ایستاد. " سپس آنان را به امانت داری توصیه کرده ، فرمود :

" من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت می گذارم که اگر به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد. کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم . " و این گفتار پیامبر به عنوان " حدیث ثقلین" جاودانه در تاریخ اسلام باقی ماند .

9ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

9روز تا عید غدیر خم

روز قربان، روزی پر خاطره است . روزی که بوی بندگی خالص ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام را می دهد . روزی که قرنها پیش پدر و پسری ، سرافراز از امتحانی بزرگ ، مدال افتخار به سینه آویختند و عید بزرگ اضحی و آیین ذبح قربانی، با ایثار آنان و هدیه بهشتی جبرئیل به یادگار ماند.

پیامبراکرم صلی الله علیه و آله و سلم در این روز تا آفتاب سر کشید از مشعر الحرام راه برگرفت و لختی شتر خویش را به عجله و شتاب براند تا به جمره رسید، پس رمی جمرات نمود و هفت سنگ بینداخت و با هر سنگی تکبیر گفت. آن گاه فرمود: ای مردم، فرمان اولوالامر و والی حقیق خود را بپذیرید چنان که شما را به کتاب خدا خواند و مناسک حج را از من نیکو فراگیرید که از این پس من حج بجا نمی آورم و مردم را از خروج دجال و شمایل او نیز خبر داد و بیم فرمود.

و از آن جا به منحر آمد و قربانی کردن را شروع نمود. که شترانی که پیغمبر آورده بود و همراه با شترانی که مولا علی علیه السلام  از یمن آورده بود مجموعا صد شتر شد. و رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قربانی های خود را کشت و مولا علی علیه السلام  را هم در آن شریک نمود. ( تاریخ طبری ج4ص 1275 و 1276) پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به دست مبارک 63 شتر را نحر کرد که با سال های عمر مبارکش برابر باشد، و بقیه را فرمان داد که مولا علی علیه السلام  نحر کنند. آن گاه معمر بن عبدالله سر مبارکش را بتراشید و موی سر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را در میان ازواج و اصحاب پخش کرد تا به تیمن نگه دارند. پس از آن پیامبر پیروان خویش را مخاطب قرار داده و فرمود: " چند صباحی بیش ، از عمر من باقی نمانده و در فردای روزگار اگر نباشم، این برادرم علی علیه السلام است که در مقابل متخلفین خواهد ایستاد. " سپس آنان را به امانت داری توصیه کرده ، فرمود :

" من دو چیز گرانبها در میان شما به امانت می گذارم که اگر به این دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد. کتاب خدا و عترتم یعنی اهل بیتم . " و این گفتار پیامبر به عنوان " حدیث ثقلین" جاودانه در تاریخ اسلام باقی ماند .

8ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

10روز تا عید غدیر خم

امروز پنج شنبه، روز" ترویه " است. ترویه به معنای ذخیره کردن آب است و چون در این روز حجاج باید برای توقف در عرفات و بیتوته در مشعرالحرام و انجام اعمال خاص منا ، به فکر ذخیره آب باشند، به آن " یوم الترویه " گفته اند . این نام از حج ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام به یادگار مانده است، چرا که جبرئیل به ایشان توصیه نمود برای عرفات، مشعر و منا با خود آب بردارند . رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وقت زوال خورشید فرمان دادند که مردم غسل کنند و در رکاب رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم راه منی را در پیش گیرند و هر که مُحل شده ( یعنی از احرام درآمده است) احرام ببندد. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در این روز نماز ظهر و عصر و مغرب و عشا را در منی بجا آورد و شب زنده داری نمود و نماز صبح را نیز ادا کرد و چون آفتاب سر برآورد راه عرفات را پیش گرفت.

7ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

11روز تا عید غدیر خم

مکه همچنان پذیرای میهمان عزیز خویش است. میهمان در اندیشه رسالتی که بر گردن دارد . از سویی باید اعمال حج را دقیق به انجام رساند و مسلمانان را با مناسک حج آشنا کند و از سویی دیگر به بزرگترین و حساس ترین تکلیف خود در این سفر جامعه عمل بپوشاند.

اما رسول خدا صلی الله علیه و آله را چه چیزی این چنین در اندیشه فرو برده ؟ مگر از چه چیز بیم دارد که این چنین از فرجام پیروان خود احساس خطر می کند؟

نیک بنگرید و در خیل پیروان ایشان بگردید تا بدانید که کدام اندیشه، پیامبر را می آزارد. می دانیم که حضرتش به هنگام خروج از مدینه به قصد مکه بیش از شصت قربانی به همراه داشتند و کسانی نیز در قافله با خود قربانی به مکه آورده بودند. به فرمان پیامبر اکرم این گروه باید بعد از انجام اعمال خود در مکه، تا ذبح قربانی در منا به حال احرام باقی می ماندند، اما تکلیف آنان نیز که با خود قربانی نیاورده بودند روشن بود. آنها باید بعد از سعی صفا و مروه از احرام خارج می شدند و برای عزیمت به عرفه دوباره احرام می بستند. این وظیفه و تکلیف شرعی آنان بود که پیامبر به ایشان ابلاغ فرموده بودند.

دریغا، هنوز بودند کج اندیشانی که علی رغم تاکید پیامبرشان، جاهلانه راه خود رفتند و در احرام ماندند. آنان لب به اعتراض گشوده، گفتند:

"روا نیست پیامبرمان در احرام باشد و ما به کارهایی مشغول شویم که با خروج از احرام بر ما حلال شده است ." گویی بیش از پیامبر خدا از دین و تکلیف خبر دارند!

به راستی این کج اندیشان چگونه در برابر تکلیف مهم الهی سر تسلیم فرود خواهند آورد؟

آری، نگرانی پیامبر اکرم، از نافرمانی این امت، پس از خود نیز می باشد.

6ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

12روز تا عید غدیر خم

5ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

13روز تا عید غدیر خم

کاروانیان روز سه شنبه از جانب ثنیه کدا ( گردنه ای است در بالای مکه) به مکه درآمدند و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم  به باب بنی شیبه رسید و خانه کعبه دیدار شد این دعا را بخواند:اللهم زد هذا البیت تعظیما و تشریفا تکریما و مهابه و زد من عظمته ممن حجه واعتمره تشریفا و تکریما.

پس پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به مسجد الحرام  مشرف شدند و حجرالاسود را لمس کردند و بوسیدند و طواف خانه خدا نمودند و هنگام طواف ردای مبارک را از شانه راست به دوش چپ انداختند  و هفت نوبت طواف نمودند و در سه مرحله اول دوان دوان می رفتند، و در چهار طواف آخر با آرامی راه طی کردند و در هر طرف حجرالاسود را لمس کردند و مس رکن یمانی فرمودند و در میان این دو رکن می گفتند: "رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ" پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [نيز] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار. بقره 201

و مردمان را آگاه نمود که هفتاد ملک در رکن یمانی نگرانند تا هر که گوید: اللهم انّی اسئلک العفو و العافیه فی الدنیا و الاخره ربنا اتنا فی الدنیا حسنه و فی الاخره حسنه و قنا عذاب النار. این را ملایک آمین گویند.

پس پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم طواف را تمام را کردند و به مقام ابراهیم آمدند و این آیه را خواندند:

"وَإِذْ جَعَلْنَا الْبَيْتَ مَثَابَةً لِّلنَّاسِ وَأَمْنًا وَاتَّخِذُواْ مِن مَّقَامِ إِبْرَاهِيمَ مُصَلًّى وَعَهِدْنَا إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ أَن طَهِّرَا بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْعَاكِفِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ" و چون خانه [كعبه] را براى مردم محل اجتماع و [جاى] امنى قرار داديم [و فرموديم] در مقام ابراهيم نمازگاهى براى خود اختيار كنيد و به ابراهيم و اسماعيل فرمان داديم كه خانه مرا براى طواف‏كنندگان و معتكفان و ركوع و سجودكنندگان پاكيزه كنيد. بقره125

آن گاه میان مقام و خانه خدا دو رکعت نماز گزاردند، در رکعت نخست بعد فاتحه، کافرون و در رکعت دوم بعد از فاتحه سوره اخلاص را خواندند، آن گاه به نزدیک چاه زمزم رفتند و از آب زمزم نوشیدند و فرمودند: اللهم انّی اسئلک علما نافعا و رزقا واسعا و شفا من کل داء و سقم. و زمانی که این جمله را می فرمودند روی به سوی کعبه داشتند.

دیگر بار به نزدیک حجرالاسود آمد و دوباره آن را لمس کردند و بوسیدند و از باب الصفا از مسجد بیرون شدند و به سوی کوه صفا راه افتادند و این آیه را می خواندند:

"إِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِن شَعَآئِرِ اللّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلاَ جُنَاحَ عَلَيْهِ أَن يَطَّوَّفَ بِهِمَا وَمَن تَطَوَّعَ خَيْرًا فَإِنَّ اللّهَ شَاكِرٌ عَلِيمٌ" در حقيقت صفا و مروه از شعاير خداست [كه يادآور اوست] پس هر كه خانه را حج كند يا عمره گزارد بر او گناهى نيست كه ميان آن دو سعى به جاى آورد و هر كه افزون بر فريضه كار نيكى كند خدا حق شناس و داناست. بقره158

و فرمود: انجام می دهم آن چه را خداوند امر کرده و در میان کوه صفا و مروه هفت بار سعی نمودند و سه نوبت هروله به جای آورد، و چهار نوبت دیگر را راه رفتند.  و چون بر صفا برآمد روی به قبله آورده در خانه ی مبارک می دید و به توحید و تکبیر قیام می فرمود و دعا می کرد و می فرمود:

لا اله الّا الله وحد لا شریک له الملک و له الحمد یحیی و یمیت و هو حیّ لا یموت بیده الخیر و هو علی کل شی قدیر با اله الّا الله وحد لا شریک له انجز وعده و نصر عبده و هزم الاحزاب وحده.

به این طریق سه نوبت و همچنان در مروه به این نحو معمول داشت و چون از کار سعی بپرداخت فرمان داد که هر کس قربانی با خود ندارد از احرام بیرون شود و مُحل گردد. و در روز ترویه ( روز هشتم ماه ذی الحجه) در حین توجه به منی احرام به حج بندد و آن که قربانی داشته باشد بر احرام خود بماند تا روز قربانی برسد، و اگر آن چه این زمان بر من معلوم بود و آگاهی از آن داشتم قربانی با خود بر نمی داشتم بلکه در مکه می خریدم و احرام خود را به عمره بدل می ساختم.

در این موقع سرافه بن مالک بن جعضم الکنانی برخاست و گفت: جواز فسخ حج به عمره یا پیوست حج و عمره، خاص امسال است یا همیشگی خواهد بود؟ حضرت فرمودند: همیشه خواهد بود و انگشتان مبارک را بر یکدیگر مشبک ساخت و فرمود: دخلت العمره فی الحج الی یوم القیمه. و این اشارتی بود بر ابطال عقیده ی جاهلیین که می گفتند عمره در اشهر حج گناهی بزرگ است.

عمر بن الخطاب بر احرام خود ماند، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم او را طلب کرد و فرمود: ای عمر قربانی را رانده ای؟ گفت: نرانده ام. حضرت فرمود: چرا حلال نشوی با این که من حکم رانده ام. عمر گفت: بخدا رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم من حلال نکردم و محرم هستم. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: هرگز ایمان به حج تمتع نخواهی آورد.

و این سخن کنایه از این بود که عمر در انکار متعه الحج بود تا هنگام خلافت خود که بر منبر رفت و گفت: دو متعه در عهد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم روا بود و من هر دو را حرام کردم، و آن متعه زنان و متعه حج است.

ابوبکر، طلحه ، زبیر و گروهی که قربانی داشتند بر احرام خویش ماندند، چون فاطمه الزهرا سلام علیها و ازواج رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم قربانی با خود نداشتند از احرام بیرون شدند.

در همین زمان بود که مولا علی علیه السلام  که در سفر یمن بود از راه رسید و شتری را برای قربانی با خود به همراه داشت. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: یا علی چگونه و با چه نیتی احرام بستی؟ امیرالمومنین علیه السلام  پاسخ داد: چون نمی دانستم که شما چه نیتی کرده اید، من نیت نمودم که: اللهم اِهلالاً کاهلال نبیک ؛ خدایا نیتی بسان نیت پیامبرت.

پیامبر  صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: "علی جان! تکلیف تو در این حج، همان تکلیف من است، حال به سوی سربازانت برگرد و با آنها به مکه بیا."

همانا علمای شیعه و مفسرین اثنی عشری از قول برا بن عازب و جابر بن عبدالله انصاری و سلمان و ابوذر و عمار و حذیفه می گویند: چون نصارای نجران با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم مصالحه کردند و پرداخت جزیه را متحمل شدند، جبرئیل بر رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم نازل شد و ایشان را به حج وداع فرمان داد، پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم هم آهنگ حج نمودند و به مولا علی علیه السلام  فرمودند که برای دریافت آنها به یمن برود.

و چون پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم آهنگ حج نمود و از مدینه خارج شد نامه ی به مولا علی علیه السلام  فرستاد که من آهنگ مکه نمودم، و تو هم باید بعد از انجام ماموریت خود به سمت مکه رهسپار شوی. پس مولا علی علیه السلام  جزیه ها را دریافت کرد و با جماعتی که به همراه داشت به سمت مکه رهسپار شد و در میقات اهل یمن احرام بست و چهل و چهار شتر برای قربانی آورد.

بعد از رسیدن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به مکه و نزول این آیه: "وَأَتِمُّواْ الْحَجَّ وَالْعُمْرَةَ لِلّهِ" و براى خدا حج و عمره را به پايان رسانيد. بقره 196

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم برای مردم خطبه خواند و احرام بست و خواست که مردم را آگاه کند هر کسی که قربانی ندارد از احرام در بیاید، عمر بن الخطاب و جماعتی سر برتافتند و گفتند: ما از احرام بیرون می آییم و با زنان خود در می آمیزیم.(ناسخ التواریخ ص 1581 تا1586)

خلاصه آن که چون مولا علی علیه السلام  زمانی که رسید پیغمبر بسیار شاد شدند و از رنج راه از ایشان پرسیدند. مولا علی علیه السلام  فرمودند: یا رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم به آن چه که فرمان داده بودید عمل شد.  پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: چند قربانی آوردی؟ مولا علی فرمود: چهل و چهار شتر . رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: الله اکبر، با من مشارکت کرده ای در حج من و قربانی من، همانا من شصت وشش شتر آورده ام، اکنون به احرام خود بمان و برگرد با قوم به نزدیک من بشتاب.

پس مولا علی علیه السلام  وقتی به لشگرگاه بازگشت دید مردم پرداختی های مردم یمن را باز کردند و از آن استفاده کرده اند، حضرت بر خالد بن ولید خشمگین شد و فرمود: مگر شما اجازه داشته اید که از اینها استفاده کنید، چرا این کار را کرده اید؟ خالد گفت: ان قدر اصرار کردند که بر من جز برآوردن خواسته آنان راهی نماند.

مولا علی علیه السلام  فرمود: سبحان الله، آنها را از مردم بازپس گرفت و دوباره پرداختی ها را بست. این کار مولا علی علیه السلام  بر مردم سخت آمد و بدگویی مولا علی علیه السلام  کردند.

و چون امیرالمومنین علیه السلام  به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و بارها را تسلیم نمود، شکایت مولا علی را علیه السلام  به پیغمبر کردند. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم قرمود: علی علیه السلام  جز ب صواب کاری نکرده است. با این سخن رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم بازهم آنها بدگویی را ادامه دادند لاجرم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمان داد تا منبری نصب کردند، بر روی منبر رفت و خطبه خواند و فرمود: زبان از بدگویی علی علیه السلام  باز دارید که او در راه خدا و کار دین مردی درشت باشد و نرمی نمی کند. مردم چون دیدند که کردارشان باعث خشم رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شده است لب از گفتار بستند.

چون در زمان جاهلیت آداب حج را مردم به گونه ای دیگر انجام می دادند خداوند بر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این آیات را نازل نمود:

الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ الْحَجُّ أَشْهُرٌ مَّعْلُومَاتٌ فَمَن فَرَضَ فِيهِنَّ الْحَجَّ فَلاَ رَفَثَ وَلاَ فُسُوقَ وَلاَ جِدَالَ فِي الْحَجِّ وَمَا تَفْعَلُواْ مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْهُ اللّهُ وَتَزَوَّدُواْ فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَى وَاتَّقُونِ يَا أُوْلِي الأَلْبَابِ. لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَبْتَغُواْ فَضْلًا مِّن رَّبِّكُمْ فَإِذَا أَفَضْتُم مِّنْ عَرَفَاتٍ فَاذْكُرُواْ اللّهَ عِندَ الْمَشْعَرِ الْحَرَامِ وَاذْكُرُوهُ كَمَا هَدَاكُمْ وَإِن كُنتُم مِّن قَبْلِهِ لَمِنَ الضَّآلِّينَ. حج در ماههاى معينى است پس هر كس در اين [ماه]ها حج را [برخود] واجب گرداند [بداند كه] در اثناى حج همبسترى و گناه و جدال [روا] نيست و هر كار نيكى انجام مى‏دهيد خدا آن را مى‏داند و براى خود توشه برگيريد كه در حقيقت بهترين توشه پرهيزگارى است و اى خردمندان از من پروا كنيد. حج در ماههاى معينى است پس هر كس در اين [ماه]ها حج را [برخود] واجب گرداند [بداند كه] در اثناى حج همبسترى و گناه و جدال [روا] نيست و هر كار نيكى انجام مى‏دهيد خدا آن را مى‏داند و براى خود توشه برگيريد كه در حقيقت بهترين توشه پرهيزگارى است و اى خردمندان از من پروا كنيد. بقره 196-197

ثُمَّ أَفِيضُواْ مِنْ حَيْثُ أَفَاضَ النَّاسُ وَاسْتَغْفِرُواْ اللّهَ إِنَّ اللّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ. فَإِذَا قَضَيْتُم مَّنَاسِكَكُمْ فَاذْكُرُواْ اللّهَ كَذِكْرِكُمْ آبَاءكُمْ أَوْ أَشَدَّ ذِكْرًا فَمِنَ النَّاسِ مَن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا وَمَا لَهُ فِي الآخِرَةِ مِنْ خَلاَقٍ. وِمِنْهُم مَّن يَقُولُ رَبَّنَا آتِنَا فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَفِي الآخِرَةِ حَسَنَةً وَقِنَا عَذَابَ النَّارِ. أُولَئِكَ لَهُمْ نَصِيبٌ مِّمَّا كَسَبُواْ وَاللّهُ سَرِيعُ الْحِسَابِ. وَاذْكُرُواْ اللّهَ فِي أَيَّامٍ مَّعْدُودَاتٍ فَمَن تَعَجَّلَ فِي يَوْمَيْنِ فَلاَ إِثْمَ عَلَيْهِ وَمَن تَأَخَّرَ فَلا إِثْمَ عَلَيْهِ لِمَنِ اتَّقَى وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ. پس از همان جا كه [انبوه] مردم روانه مى‏شوند شما نيز روانه شويد و از خداوند آمرزش خواهيد كه خدا آمرزنده مهربان است. و چون آداب ويژه حج‏خود را به جاى آورديد همان گونه كه پدران خود را به ياد مى‏آوريد يا با يادكردنى بيشتر خدا را به ياد آوريد و از مردم كسى است كه مى‏گويد پروردگارا به ما در همين دنيا عطا كن و حال آنكه براى او در آخرت نصيبى نيست. و برخى از آنان مى‏گويند پروردگارا در اين دنيا به ما نيكى و در آخرت [نيز] نيكى عطا كن و ما را از عذاب آتش [دور] نگه دار. آنانند كه از دستاوردشان بهره‏اى خواهند داشت و خدا زودشمار است. و خدا را در روزهايى معين ياد كنيد پس هر كس شتاب كند [و اعمال را] در دو روز [انجام دهد] گناهى بر او نيست و هر كه تاخير كند [و اعمال را در سه روز انجام دهد] گناهى بر او نيست [اين اختيار] براى كسى است كه [از محرمات] پرهيز كرده باشد و از خدا پروا كنيد و بدانيد كه شما را به سوى او گرد خواهد آورد. بقره199-203

 

4ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

14روز تا عید غدیر خم

امروز، روز دوشنبه کاروان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  به "مرالظهران" رسید و تا شب آنجا توقف نمود. و هنگام غروب آفتاب به "سرف"و پیش از ادای نماز مغرب به حوالی مکه و در ثنیتین (دو کوه مشرف به مکه) فرود آمدند و شب را در آن جا بسر بردند.(الغدیر ج1ص30)

 سپس قافله شبانه به سوی "سیرف" حرکت کرد و به مکانی رسیدند که منزل بعد از آن مکه معظمه بود. امروز فراق مدینه از یار به دهمین روز خود رسیده است و مسجد زیبای نبوی، ده شبانه روز است که بی فروغ مانده، نه پیامبری، نه علی و نه فاطمه، حسن و حسین  فراق کدام یک را تحمل نماید ؟!

3 ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

15 روز تا عید غدیر خم

در نهمین روز سفر روز یکشنبه، کاروان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم، به "عسفان" رسید. و پس از طی راه از آن جا و رسیدن به "غمیم" پیادگان در مقابل پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم صف بستند، و به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از خستگی شکوه نمودند. پیغمبر به آنها دستور قدم دو دادند و با اجرا این دستور احساس راحتی نمودند.(الغدیر ج1 ص30)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم با عزمی راسخ به همراه قافله هفتاد هزار نفری خود همچنان به سمت مکه پیش می روند تا آخرین فرامین الهی را اجرا کنند، اجرای صحیح مراسم حج و آموزش واجبات و مستحبات آن به مسلمین و همچنین اعلام امر ولایت و امامت و تعیین جانشین بعد از خود، چرا که دیگر خورشید عمر مبارکشان رو به افول است .

حضرت علی علیه السلام نیز همراه کاروان دوازده نفری از یمن به سمت مکه در راه و بی صبرانه در انتظار دیدار رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم است .

اغلب محدثین و مورخین، به تواتر در کتب فریقین نقل کرده اند که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند:

" اول کسی که روز قیامت در حوض کوثر، بر من وارد می شود، علی است و او همان جوانمردی است که اولین مسلمان بود و پیش از هر کس اسلام آورد و نماز گزارد و اطاعت امر خدا و رسول نمود ." ( بحارالانوار(

ابوذر غفاری می گوید: از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم شنیدم که در حق امیرالمومنین علیه السلام  می فرمود :

" یا علی تو اول کسی هستی که به من ایمان آوردی. تو کسی خواهی بود که در قیامت با من مصافحه می کنی. تو راستگوی بزرگواری، تو کسی هستی که بین حق و باطل فرق می گذاری و حق، همواره با توست. تو پیشوا و رهبر مومنین هستی . برادر من، وزیر من و بهترین کسی هستی که پس از من باقی خواهی ماند و تو مواعید مرا انجام می دهی .

( فروغ ابدیت، جعفر سبحانی(

2 ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

16 روز تا عید غدیر خم

کاروان پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم  به " قدیده " رسیده و در آنجا توقف می کند . امیرالمومنین علی علیه السلام  و همراهان نیز هم اینک از نجران و یمن با کاروانی دوازده هزار نفری به سمت مکه رهسپارند .

" نجران " که منطقه مسیحی نشین در مرز یمن و حجاز است، خود حکایتی در فضیلت خاندان وحی دارد. چند ماه پیش، وقتی که هیات نمایندگی مسیحیان نجران، مُرکّب از شصت نفر از برگزیدگان این قوم در پاسخ به ندای پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم که آنها را به قبول اسلام - و غیر این صورت، پرداخت جزیه - مکلف کرده بود، وارد مدینه شدند، وقایع و گفتگوهای بسیاری بین آنها و پیامبر اسلام پیش آمد و چون سرانجام این بحث ها به نتیجه نرسید، پیامبر آنان را به مباهله فرا خواند تا از هر یک از دو طرف، به همراه برگزیده ترین های خود در نقطه ای خارج از مدینه به مباهله برخیزند و دعا کنند تا خداوند دروغگویان را از رحمت خویش دور سازد و بر آنان عذاب نازل نماید.

در این باره قرآن می فرماید: " فَقـُل تَعالوا نَدعُ اَبناءَنا و اَبناء کُم وَ نِساءَ نا وَ نساء کُم وَ انفُسَنا وَ انفُسَکُم ثُمَّ نَبتَهل فَنَجعَل لعنة الله علَی الکاذبین." پس بگو بیایید تا پسرانمان و پسرانتان، و زنانمان و زنانتان و ما خویشانمان و شما خویشانتان را بخوانیم و سپس مباهله و دعا کنیم. تا خداوند دروغگویان را به لعنت و مجازات خویش گرفتار سازد. آل عمران61

سرانجام لحظات مباهله فرا رسید و دیدگان حیرت زده مسیحیان سیمای مطمئن و آرام پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را مشاهده کردند، در حالی که کودکی در آغوش دارد و دست کودک دیگری را به دست گرفته و قدم به میدان می گذارد. بانویی در پس حضرتش حرکت می کند و در پشت سر آنها حضرت علی علیه السلام   گام برمی دارد!

و چنین بود که هیات نجران از بیم هلاک شدن به جزیه تن در داد، از در صلح درآمد و علی علیه السلام   در همین آیه به مدال پر افتخار «نفس پیامبر» نازل گردید. در سفر به یمن این ماموریت را نیز داشت که اولین پرداخت جزیه را تحویل بگیرد و به پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  تقدیم نماید.

و اینک ابوتراب علیه السلام ، سرافراز از انجام وظایف محوله، رهسپار مکه بود و برای دیدن حبیبش رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  لحظه شماری می نمود.

1 ذی الحجه سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

17 روز تا عید غدیر خم

در هفتمین روز از سفر پیامبر در مسیر مدینه تا مکه، کاروانیان روز جمعه به " جحفه " رسیدند و از آن جا  عازم " قدید " شدند  و شنبه را در آن جا درک فرمودند. (الغدیر ج 1 ص 30)

 " جحفه " در 156 کیلومتری مکه، میقات کسانی است که از مسیر شام و مصر به مکه مشرف می شوند. تقریباً در سه کیلومتری این محل به طرف مکه، غدیرخم قرار دارد که در آن روزگار، آبگیری در خود داشت و درختانی کهنسال بر آن سایه انداخته بودند .

"جحفه" که در سه راهی مسیرهای مدینه، عراق و مصر به حساب می آمد، خود یادآور خاطرات شیرینی بود. یک سال پیش یعنی در سال نهم هجرت، در همین محل بود که امیرالمومنین علی علیه السلام  به ابوبکر رسیدند و ماموریت ابلاغ آیات برائت را از او تحویل گرفتند . همانطور که می دانید، وقتی آیات آغازین سوره برائت نازل گردید و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم  فرمان یافتند که آن آیات را در ایام حج به مشرکین ابلاغ و با آنان اتمام حجت کنند، رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ، ابتدا ابوبکر را به همراه چهل نفر مامور انجام فرمان ساختند. اما پس از آن جبرئیل نازل گردید و پیغام خدا را رسانید که : این کار حتماً باید توسط خود پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم یا کسی که از او باشد، صورت گیرد. پس امیرالمومنین علیه السلام  مأموریت یافت و پای در راه گذاشت .

و چنین بود که جحفه بار دیگر فضیلت بی حد، و برتری بی قیاس ابوتراب را نسبت به دیگر مسلمانان گواه آورد. و در پی آن در دهم ذی الحجه سال نهم، صدای رسای علی علیه السلام  در جمره عقبی در منا طنین انداز شد که:

" بَرائـَة ٌ مِنَ اللهِ وَ رَسُوله الی الذینَ عاهَدتـُم مِنَ المُشرکین. " توبه1

30ذی القعده سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

18 روز تا عید غدیر خم...

29 ذی القعده سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

19 روز تا عید غدیر خم

کاروان عظیم پیامبر گرامی در پنجمین روز از سفر خود به "سقیا" رسید . اینک پیامبر تمامی اهل مدینه را جز آنان که به دلایلی همچون بیماری نتوانسته اند همراهیش کنند، در قافله خود به همراه دارد . ده سال پیش در آغازین روزهای ربیع الاول نخستین سال هجرت، زمانی که سراسر جزیرة العرب را دشمنانش در استیلا داشتند و یاران و پیروان ایشان بسیار ناچیز می نمود، پیامبر مسیر مکه تا مدینه را، به همراه تعداد اندکی طی نمودند. اما امروز بیش از هفتاد هزار نفر تنها از مدینه در کنار حضرت ره می سپرند .

و هنوز زنده است یاد پر خاطره " لیلة المبیت "، آن شبی که مولا علی علیه السلام در بستر پیامبر خوابید تا نقشه دشمنان، نقش بر آب گردد و با حفظ جان پیامبر، تاریخ هجرت رقم بخورد .

در همان شب بود که ردای بلند افتخار بر قامت امیر المومنین علی علیه السلام  پوشانیده  شد و چنین نازل گشت

وَمِنَ النَّاسِ مَن يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ . و از ميان مردم كسى است كه جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد و خدا نسبت به [اين] بندگان مهربان است . بقره 207

28 ذی القعده سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

20 روز تا عید غدیر خم

کاروان، صبح روز سه شنبه به عَرَج ( گردنه ای است بین مکه و مدینه) رسید . غلام ابوبکر هنگام نماز در عَرَج به حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم پیوست. ابوبکر چون دانست غلام شتر را گم کرده است، برخواست و غلام را مورد ضرب و شتم قرار داد. پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم با دیدن این صحنه فرمودند: این مُحرِم را می نگیرید که چه می کند؟

می گویند آل نضله از قبیله اَسلم وقتی فهمیدند که شتری که طعام رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم را بر خود داشت گم شده است، قدحی را از خرما و قروت و روغن پر کردند و برای پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم حاضر کردند.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند: ای ابوبکر! خداوند غذای پاک برای ما فرستاد، غلام را انقدر زجر نده که او گناهی ندارد. پس پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم به آنان که حاضر بودند از آن غذا خورانید که در همین موقعه صفوان بن معطل اسلمی رسید و شتر گم شده را آورد.

در این هنگام سعد بن عباده و قیس پسر او شتری که بر آن طعام حمل می شد را آوردند و سعد گفت: یا رسول الله! این شتر را به جای آن شتر از ما بپذیر و منتی بزرگ بر ما بگذار.

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: خداوندشتر ما را به ما بازگرداند و شما هم مال خویش را بردارید. خدا تو را برکت دهد ای ابوثابت. آن همه مهمان نوازی که در ورود به مدینه به ما کرده ای بر ما بس است.

سعد گفت: یا رسول الله! آن چه از اموالی از ما که شما بردارید نزد ما بسیار خوشایندتر از آن اموالی است که نزد ما بماند.پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: راست گفتی، خداوند تو را خصال نیکو عطا کرده و به کرم و مروت موفق داشته است.سعد گفت: خدا را شکر که این نعمت را به من ارزانی داشته است.

پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم در یکی از منازل حجامت کرد و چون به منزل اَبوا رسید صعب بن جثامه پاره ای از گوشتی که صید کرده بود را به پیغمبر هدیه کرد، پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم نپذیرفت. و فرمود: چون مُحرِم بودیم نپذیرفتیم. (ناسخ التواریخ ص 1574 تا 1581)

این قافله هنوز مولا علی علیه السلام  را همراه ندارد. ایشان به امر پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم، برای تعلیم احکام الهی اسلام به گروهی از مسلمانان و حل اختلافی که بین اهل یمن پیش آمده، سوی آن دیار راهی شده اند و اینک با رسیدن نامه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و دستور جدید، به همراهی دوازده هزار نفر از اهل یمن به سوی مکه عازم هستند .

شانزده ماه پیش نیز که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به قصد غزوه تبوک، مدینه را ترک کردند، حضرت امیر علیه السلام  همراه ایشان نبودند. و منافقین فتنه کرده، چنین گفتند که چون هوا گرم بوده حضرت علی علیه السلام در جنگ شرکت ننموده است. این سخن برای قهرمان اسلام گران آمد و به پیشگاه پیامبر خدا شتافت و لب به شکوه گشود . آنجا بود که پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمودند :

"علی جان، تو برای من چون هارون برای موسی هستی ." (فروغ ابدیت ج 2، ص 391(

26 ذی القعده سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

22 روز تا عید غدیر خم

امروز مدینه، به فراق یار مبتلا گشته و تمامی انوار مقدسه، رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلمرا همراهی می کنند. در آخرین سفر حج، که"حجة الوداع" نام گرفت، تنها یار جدا مانده از کاروان، امیرالمومنین علیه السلاماست. فرستاده ای ویژه، حامل پیام رسول خدا، روانه سرزمین یمن می شود تا مولا علی علیه السلامرا که برای تعلیم دین راهی آن دیار شده، به مکه فرا بخواند .

آخرین حج نبوی، بر پایه حکم و وحی الهی شکل گرفته و به دستور قاطع خداوند مبنی بر ابلاغ حکم وصایت و امامت صورت پذیرفته است:

يَا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ مَا أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ وَإِن لَّمْ تَفْعَلْ فَمَا بَلَّغْتَ رِسَالَتَهُ وَاللّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللّهَ لاَ يَهْدِي الْقَوْمَ الْكَافِرِينَ .اى پيامبر آنچه از جانب پروردگارت به سوى تو نازل شده ابلاغ كن و اگر نكنى پيامش را نرسانده ‏اى و خدا تو را از [گزند] مردم نگاه مى ‏دارد آرى خدا گروه كافران را هدايت نمى ‏كند. مائده 67

این چه پیغامی است که اگر ابلاغ نگردد، رسالت همچنان ناقص می ماند و تلاش بیست و سه ساله پیامبر عزیز با تمام سختی ها، جنگ ها و ... بی ثمر خواهد بود؟

با کاروان همراه شویم تا بدانیم .

25 ذی القعده سال دهم هجرت ( سال حج الوادع، حج البلاغ، حج التمام، حج الاسلام)

23 روز تا عید غدیر خم

چون خداوند این آیات مبارک را به رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم نازل کرد:

وَإِذْ بَوَّأْنَا لِإِبْرَاهِيمَ مَكَانَ الْبَيْتِ أَن لَّا تُشْرِكْ بِي شَيْئًا وَطَهِّرْ بَيْتِيَ لِلطَّائِفِينَ وَالْقَائِمِينَ وَالرُّكَّعِ السُّجُودِ﴿۲۶﴾وَأَذِّن فِي النَّاسِ بِالْحَجِّ يَأْتُوكَ رِجَالًا وَعَلَى كُلِّ ضَامِرٍ يَأْتِينَ مِن كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ ﴿۲۷﴾لِيَشْهَدُوا مَنَافِعَ لَهُمْ وَيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ فِي أَيَّامٍ مَّعْلُومَاتٍ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْبَائِسَ الْفَقِيرَ ﴿۲۸﴾ثُمَّ لْيَقْضُوا تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُوا نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُوا بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ ﴿۲۹﴾ آیات 26 تا 29 حج

و چون براى ابراهيم جاى خانه را معين كرديم [بدو گفتيم] چيزى را با من شريك مگردان و خانه‏ ام را براى طواف‏ كنندگان و قيام‏ كنندگان و ركوع‏ كنندگان [و] سجده‏ كنندگان پاكيزه دار . و در ميان مردم براى [اداى] حج بانگ برآور تا [زايران] پياده و [سوار] بر هر شتر لاغرى كه از هر راه دورى مى‏ آيند به سوى تو روى آورند . تا شاهد منافع خويش باشند و نام خدا را در روزهاى معلومى بر دام هاى زبان‏ بسته‏ اى كه روزى آنان كرده است ببرند پس از آن ها بخوريد و به درمانده ی مستمند بخورانيد. سپس بايد آلودگى خود را بزدايند و به نذرهاى خود وفا كنند و بر گرد آن خانه كهن [=كعبه] طواف به جاى آورند.


ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ حُرُمَاتِ اللَّهِ فَهُوَ خَيْرٌ لَّهُ عِندَ رَبِّهِ وَأُحِلَّتْ لَكُمُ الْأَنْعَامُ إِلَّا مَا يُتْلَى عَلَيْكُمْ فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثَانِ وَاجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ ﴿۳۰﴾حُنَفَاء لِلَّهِ غَيْرَ مُشْرِكِينَ بِهِ وَمَن يُشْرِكْ بِاللَّهِ فَكَأَنَّمَا خَرَّ مِنَ السَّمَاء فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّيحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ ﴿۳۱﴾ذَلِكَ وَمَن يُعَظِّمْ شَعَائِرَ اللَّهِ فَإِنَّهَا مِن تَقْوَى الْقُلُوبِ ﴿۳۲﴾لَكُمْ فِيهَا مَنَافِعُ إِلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى ثُمَّ مَحِلُّهَا إِلَى الْبَيْتِ الْعَتِيقِ ﴿۳۳﴾ آیات 30 تا 33 حج

اين است [آنچه مقرر شده] و هر كس مقررات خدا را بزرگ دارد آن براى او نزد پروردگارش بهتر است و براى شما دام ها حلال شده است مگر آنچه بر شما خوانده مى‏ شود پس از پليدى بت ها دورى كنيد و از گفتار باطل اجتناب ورزيد . در حالى كه گروندگان خالص به خدا باشيد نه شريك ‏گيرندگان [براى] او و هر كس به خدا شرك ورزد چنان است كه گويى از آسمان فرو افتاده و مرغان [شكارى] او را ربوده‏ اند يا باد او را به جايى دور افكنده است. اين است [فرايض خدا] و هر كس شعاير خدا را بزرگ دارد در حقيقت آن [حاكى] از پاكى دل هاست. براى شما در آن [دام ها] تا مدتى معين سودهايى است‏ سپس جايگاه [قربانى‏ كردن آن ها و ساير فرايض] در خانه كهن [=كعبه] است .

وَلِكُلِّ أُمَّةٍ جَعَلْنَا مَنسَكًا لِيَذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَى مَا رَزَقَهُم مِّن بَهِيمَةِ الْأَنْعَامِ فَإِلَهُكُمْ إِلَهٌ وَاحِدٌ فَلَهُ أَسْلِمُوا وَبَشِّرِ الْمُخْبِتِينَ ﴿۳۴﴾الَّذِينَ إِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَجِلَتْ قُلُوبُهُمْ وَالصَّابِرِينَ عَلَى مَا أَصَابَهُمْ وَالْمُقِيمِي الصَّلَاةِ وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ﴿۳۵﴾وَالْبُدْنَ جَعَلْنَاهَا لَكُم مِّن شَعَائِرِ اللَّهِ لَكُمْ فِيهَا خَيْرٌ فَاذْكُرُوا اسْمَ اللَّهِ عَلَيْهَا صَوَافَّ فَإِذَا وَجَبَتْ جُنُوبُهَا فَكُلُوا مِنْهَا وَأَطْعِمُوا الْقَانِعَ وَالْمُعْتَرَّ كَذَلِكَ سَخَّرْنَاهَا لَكُمْ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ﴿۳۶﴾لَن يَنَالَ اللَّهَ لُحُومُهَا وَلَا دِمَاؤُهَا وَلَكِن يَنَالُهُ التَّقْوَى مِنكُمْ كَذَلِكَ سَخَّرَهَا لَكُمْ لِتُكَبِّرُوا اللَّهَ عَلَى مَا هَدَاكُمْ وَبَشِّرِ الْمُحْسِنِينَ ﴿۳۷﴾إِنَّ اللَّهَ يُدَافِعُ عَنِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ كُلَّ خَوَّانٍ كَفُورٍ ﴿۳۸﴾ آیات 34 تا 38 حج

و براى هر امتى مناسكى قرار داديم تا نام خدا را بر دام هاى زبان‏ بسته‏ اى كه روزى آن ها گردانيده ياد كنند پس [بدانيد كه] خداى شما خدايى يگانه است پس به [فرمان] او گردن نهيد و فروتنان را بشارت ده . همانان كه چون [نام] خدا ياد شود دل هايشان خشيت‏ يابد و [آنان كه] بر هر چه برسرشان آيد صبر پيشه‏ گانند و برپا دارندگان نمازند و از آنچه روزيشان داده‏ايم انفاق مى‏ كنند و شتران فربه را براى شما از [جمله] شعاير خدا قرار داديم در آن ها براى شما خير است پس نام خدا را بر آن ها در حالى كه برپاى ايستاده‏ اند ببريد و چون به پهلو درغلتيدند از آن ها بخوريد و به تنگدست [سائل] و به بينوا[ى غير سائل] بخورانيد اين گونه آن ها را براى شما رام كرديم اميد كه شكرگزار باشيد هرگز [نه] گوشت هاى آن ها و نه خون هايشان به خدا نخواهد رسيد ولى [اين] تقواى شماست كه به او مى ‏رسد اين گونه [خداوند] آن ها را براى شما رام كرد تا خدا را به پاس آنكه شما را هدايت نموده به بزرگى ياد كنيد و نيكوكاران را مژده ده. قطعا خداوند از كسانى كه ايمان آورده ‏اند دفاع مى‏ كند زيرا خدا هيچ خيانتكار ناسپاسى را دوست ندارد .

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بعد نزول این آیات مبارک فرمان داد که مردم را برای زیارت خانه خدا از دور و نزدیک فراخوانند. و به تمام قبایل عرب گفته شد و فرمان داده شد که هر کس آرزوی حج دارد به ما بپویندد.

پس گروه گروه آهنگ مدینه کردند و جمعی از منافقین به مرض آبله و حصبه گرفتار شدند و توفیق ملازمت با رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم  را در این حج که به نام "حج الوادع" مشهور شد را از دست دادند.  

پس در روز شنبه بیست و سوم و به روایتی دوشنبه بیست و پنجم ذیقعده پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم خارج از مدینه خیمه زد. و به همه برای سفر حج، اعلان رسمی نمودند. و اعلام شده که این سفر، آخرین حج رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله و سلم می باشد و به دستور آن حضرت، منادیانی به اطراف مدینه رفته اند تا همگان بدانند و  پیامبر رحمت را همراهی کنند.

گفته اند که روز اول ماه در مدینه غسل فرمودند و موی سر را به تا شانه کوتاه کردند و با روغن سر و روی مبارک را مسح کردند و تن مطهر خود معطر نمودند، و جامه های دوخته شده ی خود را از تن مبارک برکند و ردا برتن نمود و از حجره بیرون آمد و چهار رکعت نماز ظهر را در مسجد بجا آورد و از راه شجره که راه وسط است به جانب ذوالحلیفه (مکانی که امروز مسجد " شجره " نامیده می شود) کوچ نمودند و نماز دیگر را در آن جا کوتاه نمود. 

در این سفر حضرت بتول فاطمه الزهرا سلام الله علیها، و تمام زوجات پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم ملازم رکاب بودند و هر کس در هودجی جای داشت،  و در آن سفر یکصد و چهارده هزار (114000) کَس و به روایتی یکصد و بیست و چهار هزار (124000) کَس با پیغمبر کوچ کردند.

در ذوالحلیفه محمد ابن ابی بکر از اسماء بنت عمیس متولد شد و اسماء از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سلم سوال نمود که با انفاس چه کنم؟ حضرت فرمود: که غسل کن و لجان ببند. و به روایتی فرمود عورت خویش را محکم ببند و به احرام خویش بمان و تکبیر گوی. و قانون تکبیر این گونه بود:

لبیک اللهم لبیک لا شریک لک لبیک انّ الحمد و النّعمه لک و الملک لک لا شریک لک لبیک.


این کلمه را نیز فرمود: لبیک اله الحقّ.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بعد از نماز عصر از ذوالحلیفه بر ناقه قصوی نشستند و آن گاه به نیت مطلقه احرام بست. شبی در وادی عقیق فرود آمد و صبحگاهان فرمود دیشب خداوند به من فرمود: در این وادی مبارک دو رکعت نماز بگزار و بگو: حجّه فی عمره. و به مرم فرمان داد که هر کس که می خواهد به حج تمام احرام ببندد و اگر نمی تواند بر حج عمره احرام ببندد.

پس جبرئیل فرود آمد و عرض کرد: فرمان ده تا مردم به بانگ بلند تلبیه (صیغه تلبیه، عبارت است از "لبیک، اللهم لبیک، انّ الحمد و النعمه لک و الملک، لا شریک لک لبیک". این چهار جمله را تلبیات چهارگانه می نامند که باید به همین لفظ خوانده شوند و عبارات مشابه، ارزشی ندارند. تلبیه، یکی از واجبات احرام است، نظیر تکبیره الاحرام نسبت به نماز؛ همان گونه که تکبیره الاحرام باطل است، احرام بدون تلبیه نیز باطل می باشد. این ذکر، باید همراه نیت احرام گفته شود که یکبار آن واجب و تکرار آن مستحب است. محرم، در عمره مفرده، وقتی به محدوده حرم رسید، باید آن را قطع کند.) گویند. و مردم چنان بانگ برداشتند که زمین پر از ولوله و غلغه شد.

هنگام بیرون رفتن از مدینه ابوبکر به پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم عرض کرد: شتری دارم که بر آن طعام و و چیزهای دیگر بر آن حمل می کنم، اگر فرمان دهید جهت تبرک از طعام و چیزهای شما بر آن ببندم و حمل کنم.

پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم هم مقداری از طعام خود را بر آن شتر نهاد. ابوبکر آن را شتر را به غلام خود سپرد. و در طول راه یک شب غلام شتر را خوابانید و خودش هم خوابید و چون از خواب بیدار شد شتر را پیدا نکرد، پس به جستجوی شتر پرداخت و آن را نیافت. (ناسخ التواریخ ص 1574 تا 1581)

در ادامه ی این سفر با ما همراه باشید... 

 

 


آرشیو مطالب
Skip Navigation Links

دلنوشته ها
 این بخش در حال
به روزرسانی می باشد

تصاویر سایت
 این بخش در حال
به روزرسانی