|
این
عِطر خوش کدام بهار است که شامه ی زمین را می نوازد؟
هوای پیراهن کدام یوسف است که دنیا را به سر مستی فراخوانده؟
این همه پروانه ی شناور در هوای عشق، زاده ی کدام لبخند است؟
ذی القعده یازدهمین روزش را چرا چراغانی کرده است؟
كيست اينكه نامش را علی مي گويند و كنيه اش را ابوالحسن؟
از مدينه تا مرو صداي هلهله ی
فرشتگان، زمين و زمان را پر کرده؛ آسمان ايستاده و خداوند آفرينش خويش را تماشا مي
کند. "تبارک الله احسَن الخالقین ".
امشب نگاه فرشتگان به مشرق ایران
دوخته شده و تمام دل ها به سوی طوس پر می کشد. دل هایی که حسرت پرواز دارند، تا پر
بکشند و بال های شکسته ی خود را فطرس وار به گنبد بی همتای هفتمین زاده ی زهرای
مرضیه سلام الله علیها و هشتمین چراغ هدایت، سلطان ایران و خورشید عالم تاب مشهد
نزدیک کنند تا که مرحمی باشد بر زخم هایشان.
خراسان در شب میلاد تو، عزیزترین جای عالم است.
امشب عطر زعفران و گلاب، عطر عود و اسپند، از زمین به آسمان راه می
گشاید و تمام عرش نشینان، چراغانی شهری را به هم نشان می دهند که خورشیدی شبانهروز
در خاکش پرتوافشانی می کند.
چه مبارک سحری است و چه فرخنده شبی امشب.
مشهد، چراغانی عاشقانه ای است که نور پرفروغش تمام زمین را روشن کرده است.
گنبد و گلدسته و نقاره خانه ی حرم شاه خراسان، هر دل عاشقی را کبوتر می کند؛ ضریح نورٌ علی نورش همچون عرش اعلاست
که در هر گوشه ی خویش مهربانی خدا را دارد و استجابت بی دریغ.
امشب اینجا قرارگاه اشک است. اشک های بی قراری که دامان ولایت
نور را چنگ می زنند و خویش را به امید درمان دردها به امام الرّئوف می رسانند.
اینجا مردی هست که از عرش آمده و زمین را در آغوش مهر خویش کشیده
تا چهار فصلش بهار باشد. مردی که کبوتران، از هر کجای عالم، راه حریم او را می دانند و به سویش پر می کشند، مردی که
آهوان رمیده و هراسان روزگار را هرکجای هستی که باشند، پناه می دهد و ضامن می شود.
اینجا مردی هست که سنگ فرش های خانه اش را فرشتگان به بال های خویش جارو میکشند و
پرده های حرمش را به تبرک، روسری خویش می کنند. اینجا مردی هست که عاشق و دل داده ی فراوان دارد. اینجا کسی ست که همانند او نه
در این خاک و نه در تمام عالم، هیچ کس نیست. خورشیدی كه ایران را به بركت گام هايش
پايتخت شيعيان جهان کرده است.
خوش آمدی پسر فاطمه سلام الله
علیها. منور کرده ای زمین را به نور جمالت.
رضا جان! اي تجلی نور خدا! آسمان مدينه را به شهر ما هديه كرده اي و عشق را براي
ما به ارمغان آورده اي...
میلاد عالم آل محمد صلّی الله علیه
و آله و سلّم، هشتمين حجّت سرمد، نگين درخشان وطن،
شمس الشّموس، خسرو اقلیم طوس، شاه انیس النّفوس، السّلطان ابالحسن حضرت علی بن
موسی الرضا المرتضی علیه السلام را به ساحت مقدس حضرت فاطمه معصومه سلام الله علیها و نیز حجّت برحق زمان، حضرت بقیّة الله
الأعظم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف و شیعیان و دلدادگان آن امام والا مقام تبریک و تهنیت عرض
کرده و تعجیل در امر فرج فرزند گرامیشان را از خداوند خواستاریم.
" یا ربّ
الرّضا بحقّ الرّضا اشف صَدر الرّضا بظهوُر الحجّة "
میلاد نور
یازدهم ذی القعده، سالروز میلاد با برکت پیشوای هشتم،
خورشید تابان آسمان پرنور ایران، غریب آشنا، نگین خراسان، شهد شیرین مشهد، حضرت
ابالحسن علی بن موسی الرضا علیه السلام است. در این روز دیدگاه رنجور و خسته امام موسی بن جعفر علیه السلام، به چهره ی
دلربا و جمال نورانی فرزند نو رسیدهاش روشن شد و صبح سپید را از پس پرده شب تاریک
نوید داد. در روز جشن و سرور اهل بیت پیامبر اکرم صلّی الله علیه و آله و سلّم، سر بر آستان باعظمت حضرتش میساییم و ذرات غبار حرم پاکش
را توتیای چشمان خود میکنیم و فرج موفور السرور فرزندش حضرت بقیة الله الاعظم عجّل الله تعالی فرجه الشّریف را در این ایام مقدس از حضرتت حق تعالی خواستارم.
مختصری از زندگی نامه ی سلطان
ایران
وجود مقدس امام رضا علیه السلام در سال شهادت
جد بزرگوار خود امام صادق علیه السلام به دنیا آمد. ایشان در دامن پرمهر و محبت پدر و مادر پاک
دامن خود، مراحل رشد و شکوفایی جسمی و روحی را پشت سر گذاشت. امام رضا علیه السلام مدت 35 سال از
امامت پدر بزرگوار خود را درک کرد و از محضر نورانی حضرتش بهرهمند شد. آن حضرت از
35 سالگی امامت امت اسلامی را به عهده گرفت و در 55 سالگی به شهادت رسید.
علّامه ی مجلسی در جلاء العیون در احوال حضرت امام رضا علیه السلام فرموده: اسم
شریف آن حضرت « علی» و کنیت ایشان « ابوالحسن » و اشهر القاب آن حضرت، « رضا » است و «صابر»، «فاضل»، «رضیّ»، «وفیّ»،
«قرّة اعین المؤمنین» و «غیظ الملحدین» نیز گفته اند.
به سند کتاب عیون اخبار الرّضای صدوق، ص 21، ج 1، آورده است: «علی بن یقطین»
میگوید: در حضور امام موسی الکاظم علیه السلام بودم، حضرت کاظم علیه السلام فرمودند: ای علی بن یقطین، این پسرم (اشاره به امام رضا علیه السلام) علی، سرور پسران من است و من کنیه ی خود را
به او بخشیده و اختصاص داده ام.
شیخ صدوق به سند معتبر از «نجمه»، مادر آن سرور نقل می كند كه گفت: چون حامله
شدم به فرزند بزرگوار خود، به هیچ وجه ثقل و حمل در خود احساس نمی كردم و چون به
خواب می رفتم، صدای تسبیح و تهلیل و تمجید حق تعالی از شكم خود می شنیدم و خائف و
ترسان می شدم و چون بیدار می گشتم صدایی نمی شنیدم و چون آن فرزند مسعود از من
متولّد شد، دست های خود را بر زمین گذاشت و سر مطهّر خود را به سوی آسمان بلند كرد
و لب های مباركش حركت می كرد و كلامی می گفت كه من نمی فهمیدم، در آن ساعت حضرت موسی الكاظم علیه السلام به نزد من آمده و فرمودند: كرامت پروردگار تو، گوارا باد تو را ای نجمه. پس آن فرزند
سعادتمند را در لباس سفیدی پوشاندم و به آن حضرت دادم، حضرت در گوش راست او اذان،
و در گوش چپ او اقامه گفت و آب فرات طلبید و كامش را به آن آب برداشت، پس او را به
دست من داد و فرمود: بگیر این را كه بقیه ی خدا است
در زمین و حجّت خدا است بعد از من.
بدان
كه
در
تاريخ
ولادت
آن
جناب
اختلاف
است
و
اشھر
آن
است
كه
در
يازدھم
ذى
القعده
سنه
صد
و چھل
و
ھشت
در
مدينه
منوره
متولد
شده
و
بعضى
يازدھم
ذى
الحجة
سنه
صد
و
پنجاه
و
سه
گفته اند
كه
بعد
از
وفات
حضرت
صادق
علیه
السلام
بوده
كه
پنج
سال
،
و
موافق
روايت
اول
كه
اشھر
است ولادت
آن
حضرت
بعد
از
وفات
امام
صادق
علیه
السلام
بوده
به
ايام
قلیلى
و
حضرت
صادق
علیه
السلام آروز داشت كه آن جناب را درك كند چه آنكنه از حضرت موسى بن جعفر علیه السلام روايت شده كه مى فرمود شنیدم از پدرم جعفر بن محمّد علیه السلام كه مكرر به من مى فرمود كه عالم آل محمّد علیھم السلام در صلب تو است و ای کاش من او را درك مى كردم پس به درستى او ھمنام امیرالمؤمنین على علیه السلام است.
شیخ
صدوق
روايت
كرده
از
يزيد
بن
سلیط
كه
گفت
: ملاقات
كردم امام صادق علیه السلام را
در
راه مكه
و
ما
جماعتى
بوديم
،
گفتم
به
او
پدر
و
مادرم
فداى
تو
باد
!شما
امامان
پاكید
و
مرگ
چیزى
است
كه ھیچ
كس
را
از
آن
گريزى
نیست
پس
با
من
چیزى
بگو
تا
برسانم
به
واپس
ماندگان
خود،
حضرت
فرمود:
آری اين ھا
فرزندان
من
اند
و
اين
بزرگ
ايشان
است
و
اشاره
كرد
به
پسرش
موسى
علیه
السلام
و
در
او
است علم
و
حلم
و
فھم
و
جود
و
معرفت
به
آنچه
محتاجند
مردم
به
آن
در
آنچه
اختلاف
مى
كنند
در
امر
دين
خود،
و در
او
است
خلق
و
حسن
جوار،
و
او
درى
است
از
درھاى
خداوند
متعال
و
در
او
صفتى
است
بھتر
از اين ھا،
پس
گفتم
: پدر
و
مادرم
فداى
تو
باد!
آن
صفت
چیست
؟
فرمود:
بیرون
مى
آورد
خداى
عز
و
جل
از
او دادرس
و
فريادرس
اين
امت
را
و
نور
و
فھم
و
حكم
اين
امت
را،
بھتر
زايیده
شده
و
بھتر
نور
رسیده
، محفوظ
مى
دارد
به
او
خداى
تعالى
خون ھا
را
و
اصلاح
مى
كند
به
او
میان
مردم
نزاعھا
و
انضمام
مى
دھد
به او
پراكنده
را
و
التیام
مى
دھد
به
او
شكسته
را
و
مى
پوشاند
به
او
برھنه
را
و
سیر
مى
كند
به
او
گرسنه را
و
ايمن
مى
سازد
به
او
ترسان
را
و
فرود
مى
آورد
به
او
باران
را
و
مطیع
و
فرمانبردار
او
شوند
بندگان
، بھترين
مردم
باشد
در
ھر
حال
،
چه
در
حال
كھولت
و
میان
سالگى
و
چه
در
حال
كودكى
و
جوانى
سیادت
پیدا
مى
كند
به
سبب
او
عشیره
او
پیش
از
رسیدنش
به
بلوغ
،
سخن
او
حكمت
است
و
خاموشى او
علم
است
،
بیان |